مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٢٣ - هفدهم در ديه فرج است
مانع راه رفتن شود، البته راه رفتن نافع و به درد خور، ديهاش هشتصد دينار مىشود كه چهار پنجم خون بها است.
هفدهم: در ديه فرج است
مسأله ١- اگر در جنايتى دو شفره فرج يعنى آن گوشتى كه چون دو لب بر اطراف فرج احاطه دارد، از بين برود جانى بايد ديه كامل را پرداخت كند. و اگر شفره يك طرف از بين برود نصف خونبها را مىپردازد، و در اين حكم تفاوتى نيست بين زن كبيره يا دختر صغيره و نيز تفاوتى نيست بين دختر بكر و غير بكر و بين ختنه شده و ختنه نشده و بين كسى كه فرجش سالم است يا مبتلا به قرن يا رتق است و بين كسى كه افضاء شده و آنكه افضاء نشده.
مسأله ٢- اگر اين دو عضو از زنى در اثر جنايت فلج شود ظاهر اين است كه ديه آن دو ثلث ديه است، و اگر قبل از جنايت دچار فلج بوده و در اثر جنايت قطع شده باشد ديه آن ثلث ديه است.
مسأله ٣- ركب زن يعنى محلى كه در مردان نامش عانه است اگر قطع شود چه به تنهايى و چه به ضميمه فرج و همچنين اگر عانه مردى در اثر جنايتى بريده شود، ديه آن ارش دارد.
مسأله ٤- در افضاء يعنى راه بول و حيض زن را يكى كردن و همچنين بنابر احتياط راه حيض و مجراى غائط او را يكى كردن ديه است، چه اينكه اجنبى اين جنايت را وارد آورد و چه شوهر، مگر در يك صورت و آن اين است كه افضاء در اثر وطى شوهر بعد از بلوغ زن واقع شده باشد، كه در اينجا ديهاى نيست و اما اگر وطى شوهر قبل از بلوغ همسر بوده و سبب افضاء شده باشد بايد هم مهريه او را پرداخت كند و هم ديه را.
مسأله ٥- اگر زن از ناحيه غير شوهرش اكراه و تهديد شود و در اثر آن تهديد ناگزير از قبول وطى گردد و در نتيجه افضاء شود، هم مهرالمثل را طلبكار مىشود و هم ديه را و اگر اكراهى نبوده و خودش راضى بوده تنها طلبكار ديه مىشود نه مهر. و اگر زنى كه اكراه شده باكره بوده و در اثر وطى هم بكارتش زايل شده و هم افضاء گرديده آيا علاوه بر مهر و ديه، ارش بكارت را هم طلبكار مىشود يا نه؟ محل ترديد است و احتياط در دادن هر سه است.
مسأله ٦- مهر و ارشى كه شوهر بايد پرداخت كند از مال خودش مىدهد و ربطى به عاقله او ندارد و همچنين ديه را.