مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٢٠ - سيزدهم در ديه نخاع است
مسأله ٥- انگشتى اگر در اثر جنايت فلج شود ديهاش دو سوم انگشت قطع شده است و اگر انگشت فلج در اثر جنايت قطع شود ديهاش ثلث ديه انگشت سالم است.
مسأله ٦- ناخن اگر در اثر جنايت رويش خود را از دست بدهد يعنى ديگر نرويد و يا سياه و فاسد برويد، بنابر احتياط ده دينار است، و اگر سفيد برويد پنج دينار است.
دوازدهم: در ديه مهرههاى كمر است
مسأله ١- در شكستن كمر ديه كامل است البته اين وقتى است كه با جراحى و شكستهبندى علاج پذير نباشد، و همچنين ديه كامل است اگر پشت كسى به خاطر جنايت جانى خميده شود و به نحوى قوز شود كه از حالت استقامت خارج گردد و يا به نحوى كه ديگر نتواند بنشيند و يا نتواند راه برود.
مسأله ٢- اگر كمر شكسته بعد از معالجه به حالت خميدگى باقى بماند و يا اثرى از شكستگى در آن بر جاى بماند به طورى كه نتواند بدون عصا راه برود و يا نتواند جماع كند و يا نطفه اش از بين برود و يا دچار ريزش بول و ادرار شود و يا اثرى ديگر نظير اينها در آن باقى بماند ديه آن ديه كامله است.
مسأله ٣- اگر كمر بعد از شكسته شدن، معالجه شود و ديگر اثرى از جنايت در آن نماند ديهاش صد دينار است.
مسأله ٤- منظور از كمر، همان استخوان مهرهدارى است كه از پشت گردن تا لگن خاصره ادامه دارد و آن را صلب مىنامند و شكستن آن موجب ديه است.
مسأله ٥- اگر كمر كسى را بشكند پاهاى او فلج شود يك ديه كامل به خاطر شكستن كمر به او مىدهد و دو ثلث ديه كامل را نيز به وى مىدهد به خاطر فلج كردن پاهايش.
سيزدهم: در ديه نخاع است
مسأله ١- در قطع نخاع ديه كامل است و در قطع قسمتى از آن، نسبت مقدار قطع شده را با مساحت كل نخاع مىسنجند و به آن نسبت از ديه كامل به او مىدهند.
مسأله ٢- اگر نخاع كسى را قطع كند و به خاطر قطع آن عضوى ديگر معيوب شود اگر آن عضو معيوب ديهاى معين دارد آن ديه را به ضميمه ديه نخاع به وى مىپردازد، و اگر ديه معينى ندارد ديه نخاع را به ضميمه ارش آن عضو به او مىدهند.