مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧١٩ - يازدهم در ديه انگشتان است
مسأله ٤- اگر در يك جنايت، كف دست صاحب انگشت با مقدارى از استخوان زند قطع شود ديهاش پانصد دينار است، و همچنين است اگر با مقدارى از ساق قطع شود، حال آيا در خصوص آن مقدار زائد قطع شده ارش است يا اينكه ديه جنايت به حسب مساحت معين مىشود؟ محل ترديد است.
مسأله ٥- ديه دستى كه از آرنج قطع شود پانصد دينار است چه داراى كف باشد و چه نباشد، ديه دستى هم كه از شانه قطع شود همين است چه آرنج داشته باشد و چه نداشته باشد، در اين فرض نيز اگر مقدارى از بالاى شانه با دست قطع شده باشد، دو احتمال ارش و حساب به حسب مساحت جريان دارد.
مسأله ٦- اگر شخصى دستى اضافه روييده از ناحيه زند يا آرنج و يا شانه داشته باشد و آن دست با دست اصلى قطع شود، در دست اصليش ديه كامل است و در دست زائد ارش است، و تشخيص اينكه كداميك اصلى و كدام زائد است به نظر اهل خبره و كارشناس امر بستگى دارد و در صورت اشتباه و عدم تشخيص دست اصلى در صورتى كه هر دو را يك جانى قطع كند هم ديه را بايد پرداخت كند و هم ارش را، و در صورتى كه جانى متعدد باشد ظاهر اين است كه نسبت به هر دو جانى ارش مىشود و اگر جانى يك نفر باشد لكن بار اول يكى از آن دو را قطع كند و ارش را پرداخت كند و سپس دومى را قطع كند ظاهر اين است كه بايد ديه كامل يك دست را پرداخت كند.
يازدهم: در ديه انگشتان است
مسأله ١- در بريدن انگشتان دو دست ديه كامل است، و همچنين در بريدن ده انگشت پاها بايد ديه كامل پرداخت كند، و در قطع هر يك از انگشتان يك دهم ديه است و تفاوتى بين انگشت ابهام و ساير انگشتان نيست.
مسأله ٢- ديه هر انگشت به سه قسمت تقسيم مىشود، هر قسمت آن ديه يك بند است و در انگشت شست كه دو بند بيشتر ندارد ديه بر دو تقسيم مىشود و در نتيجه در قطع هر بند از آن نصف يك دهم ديه كامل است.
مسأله ٣- در قطع انگشت زيادى اگر از بيخ قطع شود، ثلث ديه انگشت اصلى است و بعيد نيست اين حكم در مورد بند زيادى نيز جارى باشد.
مسأله ٤- اگر در بعضى از اقوام عدد انگشتان اصلى و نيز در بعضى از طوائف عدد بندهاى اصلى انگشتان زيادتر از عدد متعارف باشد بعيد نيست كه ديه انگشتان بر آن عدد تقسيم شود.