مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧١٢ - سوم در ديه بينى است
بوده و يا به خاطر آفتى خدايى نابينا شده باشد و اما اگر قبلًا در جنايتى ديگر نابينا شده و نصف ديه را از جانى آن گرفته، در اين چشم ديگرش تنها نصف ديه را مستحق است هر چند كه نصف ديه چشم ديگرش را از جانى قبلى نگرفته باشد چه اينكه قدرت برگرفتن داشته و يا نداشته است بلكه ديه چشم دومش نصف است در صورتى كه چشم اولش در قصاص كور شده باشد.
مسأله ٣- اگر در جنايتى چشم نابيناى او از بين برود ثلث ديه را بر جانى مستحق است چه اينكه آن را بخشكاند و يا از ريشه درآورده باشد و چه اينكه نابينايى آن مادرزاد باشد و يا به جنايتى ديگر نابينا شده باشد.
مسأله ٤- در پلك چشم ديه كامل است، و در اينكه ديه هر يك از چهار پلك چه مقدار است اختلاف هست بعضى گفتهاند ديه هر يك، ربع ديه كامله است بعضى ديگر گفتهاند دو پلك بالا دو ثلث ديه كامله و دو پلك پايين يك ثلث آن است، بعضى ديگر گفتهاند در بالا ثلث و در پايين نصف است و اين قول خالى از ترجيح نيست لكن طرفين احتياط را ترك ننموده مصالحه كنند.
سوم: در ديه بينى است
مسأله ١- اگر جانى بينى كسى را از ريشه كند بايد ديه كامل بدهد، و همچنين است در قطع نرمه بينى كه پايين قصبه آن است. و اگر نرمه و قسمتى از قصبه آن را در يك نوبت قطع كند تمام ديه را بايد بدهد و اگر در يك نوبت نرمه و در نوبت ديگر قسمتى از قصبه آن را قطع كرده باشد براى نرمه ديه ى كامل و براى قصبه، ارش مىدهد. و اگر در يك نوبت نرمه بينى و در نوبت دوم همه قصبه را قطع كرده باشد براى نرمه ديه كامل و براى قصبه بنابر احتمالى ديه و بنا به احتمال ديگر ارش مىپردازد و مسأله محل تأمل است، و اگر قسمتى از نرمه آن را قطع كرده باشد با همه نرمه سنجيده مىشود اگر نصف است نصف ديه و اگر ثلث است ثلث مىپردازد.
مسأله ٢- اگر بينى كسى را با سوزاندن يا شكستن يا طريق ديگر فاسد كند و از بين ببرد ديه كامل به عهدهاش مىآيد، و اگر شكسته بند اصلاحش كند به طورى كه بىعيب شود بنا به قول مشهور صد دينار بايد بدهد.
مسأله ٣- اگر بر بينى كسى جنايت وارد آورد كه مبتلا به فلج شود ديه آن دو ثلث بينى سالم است، و اگر بينى كسى را كه قبلًا فلج بوده قطع كند ثلث ديه آن را بايد بدهد.
مسأله ٤- در قطع روثه نصف ديه است حال آيا روثه به معناى نوك بينى است؟ و يا