مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٦٠٣ - قاذف و مقذوف
وجود دارد و احتمال حد با مطالبهى آنها نيز مىرود.
مسأله ٦- اگر بگويد: «تو با فلان زن زنا كردى» يا «تو با فلانى لواط كردى» بنابراين اين حرف قذف مخاطب است نه شخصى كه به او اين صفات نسبت داده شده است (يعنى قذف طرف دوم زنا و لواط نيست) بنا بر نظر شبيهتر به واقع و يك نظر ضعيفتر گفته است كه بر قذفكننده دو حد است.
مسأله ٧- اگر به پسر ملاعنه شده بگويد: «اى پسر زناكار» يا به زن (زنى كه ملاعنه شده) بگويد: «اى زن زناكار» بر قذفكننده حد است نه بر زن و اگر نسبت به زنى (براى زنى) بگويد: «من با فلان زن (همان زن) زنا كردم» يا «من با تو زنا كردم» نظر شبيهتر به واقع آن است كه حدى بر زن نيست و اگر او (قذفكننده) چهار مرتبه اقرار نمايد (كه زنا كرده است) حد زانى بر وى (قذفكننده) زده مىشود.
مسأله ٨- هر ناسزايى مانند «اى ديوث» يا هر كنايهاى كه مخاطب از آن كراهت دارد و در عرف و لغت مفيد معناى قذف نيست، تعزير را بر گوينده ثابت مىكند نه حد را مانند آن كه بگويد: «تو حرامزادهاى» يا «اى حرامزاده» يا «اى فرزندى كه در حيض به وجود آمدهاى» يا اينكه شوهر به زنش بگويد: «تو را باكره نيافتم» يا بگويد: «اى فاسق»، «اى فجوركننده»، «اى شرابخوار» و امثال اينها كه موجب كوچك كردن ديگرى است و حال آنكه طرف مقابل مستحق آن نيست، در اين موارد تعزير است نه حد و اگر مخاطب مستحق آن باشد موجب چيزى نيست.
قاذف و مقذوف
مسأله ١- در قذفكننده، بلوغ و عقل معتبر است بنابراين اگر كودك قذف نمايد حد نمىخورد حتى اگر مسلمان بالغ عاقل را قذف كند بله در صورتى كه كودك مميز باشد كه تأديب در او اثر داشته باشد بنا بر نظر حاكم ادب مىشود و همچنين است ديوانه (يعنى حد نمىخورد) و در قذفكننده اختيار نيز معتبر است. بنابراين اگر از روى اكراه و اجبار قذف كند چيزى بر او نيست (حد نمىخورد) و قصد نيز (در قذفكننده) معتبر است.
بنابراين اگر از روى سهو يا غفلت يا به صورت شوخى قذف نمايد حد نمىخورد.
مسأله ٢- اگر عاقل يا ديوانهى ادوارى در زمان عاقل بودنش قذف نمايد سپس عاقل ديوانه شود يا دورهى ديوانگى مجنون ادوارى باز گردد حد بر او ثابت است و ساقط نمىشود و در حال ديوانگى حد زده مىشود.
مسأله ٣- در شخص قذف شده محصن بودن شرط است و احصان در اين مقام (بحث)