مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥٤٨ - گفتار در جواب به انكار
شاهد ديگر و يا به استصحاب حالت قبلى او اعتماد كند، و همچنين جايز نيست با اعتماد بر اينها شاهدى را جرح كند بلكه بايد خودش علم به فسق آن شاهد داشته باشد، نه مىتواند بگويد فلان شاهد فاسق يا عادل است چون دو شاهد عادل به فسق يا به عدالت او شهادت داده، و نه مىتواند بگويد فاسق يا عادل است چون قبلًا فاسق بوده يا عادل و به حكم استصحاب الآن هم فاسق يا عادل است. بله ثبوت تعبدى است كه در بينه و يا استصحاب و يا حسن ظاهر به كار مىآيد و مىتوان آثارى را بر عدالت او مترتب كرد كه در آن حاكم به اعتماد به عدالت كسى كه خود حاكم قبلًا يقين به عدالتش داشته ولى فعلًا شك دارد كه در اينجا جايز است عدالت او را استصحاب كند و يا به حسن ظاهر او و يا به بيان بينه اعتماد نمايد.
مسأله ٢٢- اگر دو شاهد شهادت به حسن ظاهر كسى دهند على الظاهر براى حاكم جايز است به آن اكتفا نموده، نخست به اين دليل تعبدى او را داراى حسن ظاهر بداند و سپس به حسن ظاهر كه آن نيز كاشفى است تعبدى، حكم به عدالت آن شخص نموده شهادتش را بپذيرد.
مسأله ٢٣- جايز نيست شهادت دادن به جرح به صرف اينكه آن شاهد را ديده باشد كه مرتكب گناهى شد مگر زمانى كه بداند آن عمل را بر وجه معصيت مرتكب شده و هيچ عذرى در ارتكاب آن نداشته، بنابراين اگر احتمال دهد ارتكاب او به خاطر عذرى بوده جرح او جايز نيست هر چند از قرائن مظنه حاصل كند كه بر وجه معصيت انجام داده است.
مسأله ٢٤- اگر منكر راضى شود به اينكه مدعى دو نفر شاهد فاسق و يا يك شاهد عادل بياورد حاكم نبايد به رضايت او ترتيب اثر داده عليه او حكم كند و به فرض هم كه حكم كند اثرى ندارد.
مسأله ٢٥- بر حاكم جايز نيست به خاطر شهادت دو نفر كه عدالتشان را احراز نكرده حكم نمايد هر چند كه منكر در مرافعه به عدالت آنها اعتراف داشته باشد اما بگويد كه در شهادت خود دچار اشتباه شدهاند.
مسأله ٢٦- در مسأله ٢٠ گفتيم اگر بينهاى كه به عدالت شاهد شهادت مىدهد معارض شود يا بينهاى كه بر فسق او شهادت مىدهد هر دو بينه به تعارض از اعتبار مىافتند، اكنون اضافه مىكنيم در سقوط هر دو بينه تفاوتى نمىكند كه يكى از بينهها دو نفر باشد و ديگرى چهار نفر، و باز تفاوتى نمىكند بين اينكه دو نفر به فسق شاهد گواهى دهند و چهار نفر به عدالت او و يا به عكس، و در صورت دوم چه اينكه چهار نفر با هم باشند يا بعد از آنكه دو نفر به عدالت شهادت داد دو نفر ديگر نيز به عدالت او شهادت دهند.