مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٧٩ - كتاب لعان
اگر مرد و يا زن بگويد سوگند مىخورم و يا شهادت مىدهم و يا بگويند ما شاهديم و لفظ جلاله را عوض كنند و اسامىديگر خداوند از قبيل رحمان و خالق بشر و امثال اينها را به كار ببرند، و يا مرد بگويد انى صادق- من صادقم يا بگويد: انى لصادق- هر آينه من صادقم يا بدون حرف لام بگويد انى من الصادقين- من از صادقينم، و يا زن بگويد:
انه لكاذب- او هر آينه درغگو است و يا بگويدانه من الكاذبين- او از دروغگويان است، لعان واقع نمىشود، و همچنين است اگر مرد لعنت را با غضب و زن غضب را با لعنت عوض كند.
مسأله ١٣- واجب است اينكه هر يك از زن و مرد بعد از فرمان حاكم به آنان كار خود را بلافاصله آغاز نموده و انجام دهند زيرا لعان جز بدون دستور حاكم واقع نمىشود.
مسأله ١٤- واجب است صيغه لعان به عربى صحيح خوانده شود و اگر كسى قادر بر عربى صحيح نباشد به هر مقدارى كه مىتواند به عربى ادا كند و اگر به هيچ وجه برايش ممكن نيست آن وقت مىتواند به زبان غيرعربى جارى بسازد.
مسأله ١٥- واجب است زن و مرد هنگام خواندن پنج صيغه لعان ايستاده باشند، حال آيا معتبر است كه هر دو در حال تلفظ هر يك از آن دو ايستاده باشند و يا كافى است هر يك در نوبت خواندن خودش بايستد؟ نزديكتر به احتياط آن است كه هر دو در هر حال ايستاده باشند بلكه اين فتوى خالى از قوت نيست.
مسأله ١٦- وقتى لعان با همه شرايطى كه دارد واقع بشود احكامىبر آن مترتب مىشود:
اول اينكه عقد نكاحى كه بين زن و مرد برقرار بوده خود به خود فسخ مىشود و آن دو به هم نامحرم مىشوند، دوم اينكه آن زن براى هميشه بر آن مرد حرام مىشود يعنى حتى با عقد جديد هم ديگر نمىتواند با آن زن ازدواج كند و اين دو حكم در مطلق لعان ثابت است هم لعان در قذف كه حد قذف از مرد با لعان ساقط مىشود و با لعان در زنا كه حد زنا از وى با لعان ساقط مىشود، در نتيجه اگر مردى نسبت زنا به همسرش داد و سپس در محكمه با او ملاعنه كرد و سوگند خود را اداء نمود ولى زن از اداى آن نكول كرد مرد از حد قذف رها مىشود ولى زن بايد حد زنا بخورد چون لعان مرد به منزله اقامه بينه بر اثبات زناى زن است، چهارم اينكه فرزند تنها از آن مرد نفى مىشود نه از زن، البته اين وقتى است كه هر دو ملاعنه را انجام دهند به اين معنا كه مرد فرزند را از خود نفى كند و زن ادعا كند كه از مرد است و سپس هر دو ملاعنه كرده باشند كه در اين صورت ديگر بين آن كودك و آن مرد توارثى نيست نه اين از آن ارث مىبرد و نه آن از اين و همچنين بين آن كودك و منسوبين آن مرد مانند جد و جده و برادر خواهر پدرى او توارثى نيست و همچنين است عموها و عمههاى آن مرد، برخلاف مادر و منسوبين به مادر حتى برادران