مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٧٨ - كتاب لعان
آن ندارد جايز نيست او را نفى كند، و اگر بداند كه با مادر او دخول كرده و يا نطفهاش را در اطراف فرج او ريخته به طورى كه احتمال مىدهد و ممكن هست كه رحم آن نطفه را جذب كرده و فرزند خود او باشد و يا قبلًا اقرار به يكى از اين دو جريان كرده و با اين حال اكنون آن را نفى مىكند، با نفى او فرزند از او منتفى نمىشود و به فرضى هم كه در محكمه او را نفى كند قولش مسموع نيست همانطور كه در زن دائمه مسموع نبود.
مسأله ٨- در مشروعيت لعان براى نفى فرزند بين اينكه فرزند در شكم مادر باشد يا به دنيا آمده باشد تفاوتى وجود ندارد.
مسأله ٩- مسلم است كه اگر فرزندى از شوهر او منتفى شد معنايش اين نيست كه آن زن زنا كرده است زيرا احتمال وطى به شبهه و احتمالات ديگر نيز وجود دارد، بنابراين اگر مردى يقين داشته باشد به اينكه فرزندى كه همسرش آورده فرزند او نيست گرچه جايز و بلكه واجب است او را از خود نفى كند لكن جايز نيست نسبت زنا به همسر خود بدهد و بگويد اين فرزند از زنا متولد شده است.
مسأله ١٠- اگر مردى اقرار كند كه فرزند از او هست و سپس آن را انكار نمايد انكارش مسموع نيست چه اينكه انكار قبليش صريح بوده باشد و يا به طور كنايه، مثل اينكه وقتى مژده برايش بردهاند كه خداى تعالى فرزندى به تو عطا كرده و اميد است مولود مباركى برايت باشد او در مقابل بگويد آمين يا انشا الله تعالى، بلكه بعضى از فقها فرمودهاند همين كه شوهر در حين ولادت كودك حاضر باشد و يا اينكه محذورى در بين نبوده او را از خود نفى نكرده باشد خود نوعى اقرار است كه در نتيجه بعداً نمىتواند آن كودك را انكار كند بلكه اين فتوا به مشهور هم نسبت داده شد لكن اقوى خلاف آن است.
مسأله ١١- لعان جز در محضر حاكم شرع واقع نمىشود و احتياط آن است كه بگوييم حتى در محضر كسى كه حاكم شرع او را براى اين كار نصب كرده واقع نشود، و طريقه انجام لعان اين است كه ابتدا مرد بعد از آنكه نسبت زنا به زن خود داده و يا فرزندى را كه آورده از خودش نفى كرده چهار بار بگويد: اشهد بالله- كه من در آنچه گفتم يعنى نسبت زنا به او دادم و يا فرزند را از خود نفى كردم لمن الصادقين- يعنى هر آينه از راستگويانم بعد از اين چهار بار يك بار هم بگويد لعنه الله على ان كنت من الكاذبين- يعنى لعنت خدا بر من اگر از دروغگويان باشم، بعد از آنكه كار مرد پايان يافت زن چهار بار بگويد:
اشهد بالله انه لمن الكاذبين- يعنى به خدا شهادت مىدهم كه شوهرم در سخنش كه نسبت زنا به من داد و يا نفى فرزندى كرد از دروغگويان است و سپس بگويد غضب الله على ان كان من الصادقين- يعنى غضب خدا بر من باد اگر او از راستگويان باشد.
مسأله ١٢- واجب است شهادت و لعن به همان صورتى كه بيان شد ادا شود، بنابراين