مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٧٢ - صاحب اختياران در عقد
اشكال است هر چند كه صحت عقد در صورتى كه ولىّ سعى در رعايت مصلحت مولّىعليه داشته بعيد نيست. بنابراين عقد او صحيح است ولىّ بعد از اطلاع از عيب هم ولى حق فسخ دارد و هم مولّى عليه بعد از رسيدن به سنّ رشد و بيرون آمدن از ولايت.
مسأله ٩- سزاوار است زنى كه نيازى به اذن پدر ندارد و صاحب اختيار است مانند زن ثيّبه زمانى كه مىخواهد، ازدواج كند از پدرش اجازه بگيرد و اگر هيچ كدام از آنها نباشند از برادر و اگر چند برادر داشته باشد از برادر بزرگتر.
مسأله ١٠- آيا وصىّ كه از ناحيه پدر و جد پدرى به صغير ولايت دارد، در خصوص نكاح نيز بر صغير و صغيره ولايت دارد؟ در آن اشكال هست و نبايست احتياط ترك شود.
مسأله ١١- در صورتى كه كودك صغيره پدر و جد پدرى نداشته باشد. حاكم ولايت در نكاح آنان ندارد. بله اگر نيازى به ازدواج داشته باشد و مصلحت او هم اين باشد كه نكاح كند به طورى كه اگر نكاح واقع نشود مفسدهاى به پا مىشود كه از احتراز از آن لازم است آن وقت به امر آن قيام مىكند امّا حاكم نبايست اين احتياط را ترك نكند كه اگر پدر او وصى داشته باشد بايست رضايت او را هم ضميمه آن نمايد. اين حكم در مورد كسى كه مجنون است و به حدّ بلوغ رسيده و با اينكه فساد عقلش به تازگى حادث گرديده است نيز صادق است.
مسأله ١٢- در ولايت داشتن اولياء، داشتن بلوغ، آزادى، اسلام و شرط است. شرطيت اسلام زمانى است كه مولّى عليه نيز مسلمان است بنابر اين ولايت بر صغير بر احدى نيست به جز ولىّ آنها. هم چنين پدر و جد پدرى اگر مجنون باشند ولايت ندارند. و اگر يكى هم از آنان مجنون گردد ديگرى به او ولايت دارد. همچنين اگر پدر كافر شود بر فرزند مسلمان خود ولايت ندارد. پس ولايت او مختصّ به جدّ اوست البته اگر جد او هم مسلمان شد. و ظاهراً كه پدر كافر بر فرزند كافر خود ولايت دارد، البته به آن شرط كه فرزند جد پدرى مسلمان نداشته باشد. اگر نه بعيد نيست كه ولايت به آن كودك مسلمان براى جدّ او باشد.
مسأله ١٣- عقدى كه از طرف غير وكيل و يا ولىّ جارى شود فضولى است و اگر اجازه شود صحيح است. چه از طرف يك طرف فضولى واقع شود و چه از طرف ديگرى و چه از طرف هر دو .... چه آن را براى صغير واقع كرده باشد و چه براى كبير چه فضول از نزديكان آنها باشد؛ مانند برادر، عمو، دايى و يا بيگانه و .... يكى از مصاديق عقد فضولى اين است كه وكيل يا ولىّ بر غير وجه مجاز واقع ساخته باشد مثلًا ولىّ صغير يا مجنون كه بايد رعايت مصلحت مولّى عليه خود را كرده باشد بدون مصلحت براى او زن گرفته