مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٣٨ - مشتركات
مىشوند، پس هر كس به هر مقدارى كه از اين معادن برداشت نمايد مالك آن مىگردد حتى اگر مقدارى كه برداشته بيشتر از نيازى باشد كه غالباً به آن دارد و هر مقدارى را هم كه بر ندارد به همان حالت اشتراكى و مشترك باقى خواهد ماند و اين گونه نيست كه چون اوّل او از آن برداشته است مالك آن مىگردد. و نزديكتر به احتياط آن است كه آن قدر از آن برداشت نكند كه موجب در تنگنا قرار گرفتن ديگران گردد. ولى معادنى كه داخل زمين است زمانىملك انسان مىگردد كه آن را احياء نمايد؛ به اين معنا كه خاك و سنگهاى روى آن را بردارد و اگر هم لازم باشد آن را حفارى نمايد تا به رگههاى آن معدن برسند. قبلًا گفته شد كه هر كسى كه چاهى حفر نمايد مالك آن چاه است در صورتى كه به آب رسيد به تبع مالكيّتِ چاه، مالك آب هم مىشود حال اگر در معدن كار كرد امّا به رگههاى معدنى نرسيد و كار را رها كرد، آن مقدار كه كار كرده حكم تحجير را دارد؛ به اين معنى كه باعث اولويّت او نسبت به آن معدن مىگردد، امّا معدن را ملك او نمىكند.
مسأله ٣٣- اگر شروع به احياء معدنى كرد و سپس كارش تعطيل شد، حاكم او را مجبور مىكند كه يا كار را به اتمام برساند و يا از آن دفع يد نمايد؛ در صورتى كه معاذيرى داشته باشد حاكم به او فرصت مىدهد كه عذر را برطرف سازد و بعد از آن او را به يكى از دو كارى كه قبلًا در بحث احياء موات گفته شد، الزام مىنمايد.
مسأله ٣٤- اگر زمينى را به عنوان مزرعه و يا مسكن احياء نمايد و ناگهان در آن معدنى كشف گردد به تبع مالكيت به آن زمين، مالك معدن نيز مىگردد، چه از اوّل از وجود معدن خبر داشته يا نه بنابراين حكماش فرقى نمىكند.
مسأله ٣٥- اگر مالك معدن به كسى بگويد كه در اين معدن كار كن و نصف هر آنچه كه از آن استخراج كردى مال تو باشد اگر به عنوان اجاره باشد باطل است ولى اگر به عنوان جُعاله باشد، صحيح است.