مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٢٧ - مشتركات
منطقه محصولات به صورت ديم آبيارى مىگردد، در احياء زمين كافى است مابقى امور مربوط به زرع را انجام داده باشد. اگر زمين خود به خود آماده براى كشت و زرع باشد و هيچگونه مانعى از قبيل چوب و سنگ در آن موجود نباشد و فقط نياز به آب دارد، احياء آن تنها به فراهم آوردن آب براى زراعت است و چهار سوى زمين را بالا آورد. و اگر به اين آب هم نيازى ندارد بلكه در آنجا كشت ديم معمول است و آماده كشت ديم است ظاهراً احياء آن فقط به تعيين مرز براى آن زمين و تخم افشانى در آن است، بلكه بعيد نيست كه تنها شخم زدن آن زمين كافى باشد؛ امّا مرزبندى كردن بدون آنكه آن را شخم بزند و بذرافشانى نمايد، محل اشكال است؛ امّا اين مرزبندى تحجير و موجب حق اولويت است.
مسأله ٣- تمام آنچه كه در احياء به منظور زراعت گفته شد در احياء زمين به قصد باغ نيز لازم است؛ به اضافه اينكه در آن نهال كارى هم كرده باشد. نهالى كه قابليت رشد داشته باشد. امّا ديوارى كشيدن در زمين حتى در شهرهايى كه دور باغ خود را محصور مىكند كافى نيست. ظاهراً آبيارى آن هم معتبر نيست و صرف نهال كارى درختى كه قابليت رشد را داشته باشد، كافى است.
مسأله ٤- احياء چاه زمين در زمين موات به اين صورت است كه آن را آنقدر گود نمايد كه به آب برسد و با همين عمل مالك آن مىگردد و قبل از اينكه به آب برسد احياء محسوب نمىشود، بلكه صرفاً تحجير است. احياء قنات اين گونه است كه تمام حلقههاى آن را حفر نمايد و كانال زيرزمينى را به هم متصل نمايد و آب از آن قنات بيرون آيد، احياء نهر هم به آن است كه نهر را بكند تا به آب مباح از قبيل شطّ و يا رودخانهاى برسد به طورى كه فاصله ميانه نهر و شطّ، مساحت بسيار كمى بماند، مانند سدّى كوچك كه با اين عمل احياء آن صدق مىكند. و در اين صورت است كه احياء كننده مالك آن مىگردد. امّا اينكه فعلًا آب در آن جريان پيدا كند، معتبر نيست هر چند مالك شدن آب جريان در آن معتبر است و تا زمانى كه آب در نهر جارى نشده است، مالك آب نمىگردد.
مشتركات
مشتركات عبارتند از راهها، جادهها، مساجد و مدارس و كاروان سراهاى بين راهى كه به آن رباط مىگويند و آبها و معادن.
مسأله ١- راهها بر دو نوع هستند ١- راه دررو ٢- راه بن بست. نوع اوّل را شارع عام