مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٩٥ - كتاب غصب
اين كار معصيت انجام داده است. پس اگر از اين ممانعت فرشى گم شود و يا قيمت جنسى كم شود و يا .... ضمان يد ندارد، امّا آيا ضمان ديگرى به عهدهاش مىآيد؟ اقوى اين است كه در پايين آمدن قيمت ضمان ندارد. امّا در ديگر مثالها اگر تلف مستند به عمل او باشد مانند اينكه حيوان مانند ساير حيوانات قوى نبوده است و جز با حفاظت صاحب آن زنده نمىمانده است و يا اگر جلوگيرى او نبود، صاحب حيوان مىتوانست آن را حفظ نمايد در همه اين موارد در ضمان ظالم تأمّل است، اما احتياط حكم به ضمان اوست.
مسأله ٧- استيلا و غاصب هر مال هر طورى كه عرف آن را غصب بر شمارد به حسب اختلاف مغصوب مختلف مىگردد و در همه موارد يك طور و يكسان نيست. ميزان و معيار آن، تشخيص عرفى است كه فلان چيز به ظلم و ستم غصب شده است در چيزهايى كه قابل نقل و انتقال است عرف زمانى حكم به غصب مىكند كه غاصب آن را به دست خود بگيرد يا به حمّال و كارگر بگويد كه آن را به نزد وى ببرد و آن را به خانه و يا به انبار انتقال دهد در اين صورت غاصب است. و همين كه اين عمل را انجام داد حكم به عقب مىگردد و براى ضمان او كافى است. حتى اگر غاصب مال را جابه جا ننمايد مثلًا قبلًا به عنوان عاريه و يا اقامت نزد او باشد همين كه مالك آن را مطالبه كرد و او نيز مسلّط به خانه و دكّان خود باشد و مال را به او ندهد، كافى در ضمان اوست؛ بلكه، صرف استيلا مال غير براى ضمان كافى است مانند اينكه بر روى فرش بنشيند و همين كه صاحب آن را مطالبه كرد به وى ندهد، امّا صرف نشستن بر روى فرش هر چند با قصدى استيلا باشد غصب محسوب نمىشود بلكه در موارد مختلف اين صدق عرفى مىگردد.
همانطور كه در حيوان نيز صدق اين عنوان عرفى است مانند اينكه بر آن سوار شود و يا افسار آن را به دست بگيرد و با خود ببرد و يا مالك كه كنار حيوان ايستاده است را طرد نمايد و حيوان را از او بگيرد و ببرد. و يا اگر صاحب آن هم حضور ندارد حيوان را كه با راندن رام مىگردد، با خود ببرد. پس اگر گله گوسفندى را كه زير نظر چوپان مشغول چرا هستند با قهر و غلبه از چوپان بگيرد و خودش مشغول چراى آنها گردد و حتى نگذارد كه آنها متفرّق گردند و در بيابان پخش شوند همين ميزان از استيلا كفايت مىكند و عرفاً غصب در آن صدق مىكند. حال در صورتى كه مال مغصوب غير منقول باشد مانند خانه، مغازه، كافى است كه در آنجا سكونت نمايد و همين كفايت از صدق غصب و استيلا دارد. و يا حتى كسانى را در آنجا ساكن نمايد، حتى اگر مالك آن را با تهديد از آنجا بيرون نمايد حتى كافى است كه كليد ملك را به زور از مالك بگيرد كه هر زمان خواست درب را باز نمايد همه صدق در غصب مىنمايد؛ امّا در مثل باغ و بستان چنانچه