مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ١٧٢ - كتاب مزارعه
كتاب مزارعه
مزارعه معاملهاى است كه بر اساس آن شخص زمين خود را براى زراعت به ديگرى مىدهد البته در مقابل حصهاى خاص. مزارعه عقد است و محتاج به ايجاب و قبول است و ايجاب آن از ناحيهى صاحب زمين صورت مىگيرد به هر لفظى كه دلالت به اين معنا نمايد مانند اينكه بگويد مزارعه كردم با تو بر سر فلان مقدار و يا اينكه بگويد زمين خود را تسليم تو نمودم براى فلان مدت كه آن را براى زراعت بكارى به فلان قرار و مانند اينها، قبول نيز از طرف زارع صورت مىگيرد به هر لفظى كه دلالت به اين معنا نمايد و پذيرفتن را به مالك برساند، ظاهراً قبول عملى نيز از طرف زارع بعد از ايجاب مالك كافى است و زمين را بعد از ايجاب به همين قصد از او تحويل بگيرد. در مزارعه اين شرط نيست كه عقد با زبان عربى خوانده شود بلكه به هر زبانى ادا شود كافى است البته بعيد نيست كه در آن معاطات هم جريان داشته باشد البته بعد از اينكه هر آنچه در اين عقد لازم است معين شود.
مسأله ١- در عقد مزارعه علاوه بر آنچه كه در ساير عقود نيز لازم است مانند عقد، عدم حجر، بلوغ، رشد و نداشتن افلاس، چند شرط ديگر نيز معتبر است كه عبارتست:
اول- اينكه محصول بايد بين مالك و زارع به طور مشاع باشد بنابراين اگر در مزارعه تمام محصول يا برخى از آن از قبيل چين اول و يا فلان قسمت مزرعه و ... مخصوص يكى از آن دو باشد اين مزارعه صحيح نيست.
دوم اينكه- سهم زراع به صورت كسرى از مشاع مانند يك دوم، يك سوم و .. و مانند آن معين گردد.
سوم اينكه- مدت مزارعه كه يك ماه است يا يك سال است و يا بيشتر معين باشد و اگر به يك كشت و يا كشت فلان محصول اكتفا نمايد دو وجه وجود دارد كه وجه اول آن در جايى كه مبدأ شروع در زراعت شروع شده باشد وجيهتر است در جايى كه مدت را ذكر مىكنند بايد مدتى باشد كه در آن مدت زراعت مىكنند بنابراين ذكر مدت كوتاهى كه در آن محصول به دست نمىآيد كافى نيست.
چهارم اينكه- زمين قابل زراعت باشد حتّى اگر پر از چاله و سنگ باشد و اصلاح و علاج