هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٣٧ - آخرين وصيت
فرمود: «عمرى، عثمان بن سعيد و فرزندش (يعنى محمّد)! آن دو ثقه هستند و هر چه به تو رساندند از جانب من رساندهاند». [١]
به هنگام وفات پدر محمّد بن عثمان، توقيعى از سوى امام منتظر عليه السلام در اين باره خطاب به وى صادر شد كه در آن آمده بود:
«خداوند تو را پاداش فراوان دهد و صبر نيكو در مصيبت او به تو عطا فرمايد. تو مصيبت زده شدى و ما نيز مصيبت زده شديم. پس از فراق او تو و نيز ما تنها مانديم. پس خداوند او را در آرامگاهش شاد دارد. از كمال سعادت پدرت آن است كه خداوند فرزندى چون تو بدو عطا فرموده كه پس از وى جانشين او باشى و به كارى كه او مىكرد، بپردازى و از براى او ترحم كنى و طلب آمرزش نمايى.» [٢]
اينان كه نامشان گفته شد برخى از وكلا و نوّاب امام و كسانى بودند كه اركان نظام مرجعيّت در ميان امّت، بدانها استحكام يافت. نظام مرجعيّت به مثابه شيوهاى در حركت سياسى و راهى استوار براى دعوت به خدا و سازماندهى مكتبى براى جامعه، قلمداد مىشود. همچنين اين نظام مىتواند، به وقت بازگشت حكومت به دست اهل آن، نظامى سياسى براى امّت باشد. نظام مرجعيّت همچون نظام امامت از ژرفاى دين سرچشمه مىگيرد. چون اين نظام به دور از غوغاى طايفه گرايى و عشيرت زدگى است همچنانكه با روح حزب گرايى و گروهگرايى، فاصله دارد. طايفه شيعه همواره در زير سايه اين تشكّل مكتبى، از دوران ائمه اطهار عليهم السلام، زندگى كرده و از تواناييهاى شگرف آن برخوردار بوده است. اگر چه عقب ماندگى مردم گاه موجب توقف آن مىشده و اجازه نمىداده است كه اين نظام در برخى ابعاد به سوى تكامل مورد نظر خود
[١] - حياة الامام العسكرى، ص ١٦٨.
[٢] - حياة الامام العسكرى، ص ١٦٨.