هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٨ - مبارزه با انحراف امّت
را به اتمام رساند امّا بلال خواسته آنحضرت را اجرا نكرد و گفت: اى سرور زنان! من بر جان تو بيمناكم و مىترسم كه با شنيدن اذان به جان خود آسيب رسانى. فاطمه نيز او را از ادامه اذان معاف داشت.
فاطمه به پدر مىپيوندد
رسول خدا در بستر بيمارى افتاده بود. فاطمه زهرا نيز در كنار آنحضرت قرار داشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله در گوش او نجوايى كرد كه فاطمه به گريه افتاد. آنگاه يك بار ديگر با وى رازى گفت كه اين بار چهره فاطمه عليها السلام از هم شكفت.
چون از فاطمه درباره نخستين رازى كه با او گفت پرسيدند، فرمود: رسول خدا به وى فرمود كه جبرئيل هر سال يك بار قرآن را بر او مىخواند امّا امسال دو بار خواند و اين جز نزديكى مرگ وى نيست.
و راز دوّم آن بود كه نخستين كسى كه به وى خواهد پيوست منم.
بدين ترتيب، فاطمه خود را دلدارى مىداد كه لااقل او نخستين كسى است كه به رسول خدا خواهد پيوست.
دورانى كه فاطمه زهرا پس از پيامبر اكرم سپرى كرد بسيار سخت و دشوار بود. او يكّه و تنها دربرابر توفانهاى سهمناك، ايستاد و حتّى امام على عليه السلام نخستين قهرمان اسلام نيز به خاطر موقعيّت خاصّى كه داشت نمىتوانست دركنار فاطمه در اين جهاد شركت جويد.
بنابراين لازم بود كه فاطمه به تنهايى بار سنگين مبارزه را بر دوش گيرد. درحالى كه تنها بيست بهار از عمرش مىگذشت. براى آگاهى از شرايط دشوار آنحضرت براى مبارزه تنها به سخنان خود او گوش فرا دهيم. اين سخنان درحقيقت درد نامهاى است كه فاطمه عليها السلام در آن از حال خود به على عليه السلام شكوه مىكند آن هم با كلماتى كه درد و مبارزهخواهى از آنها مىتراود.