هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩٩ - دانشگاه بزرگ
از آنجا كه طرح سوّم در رويارويى با اين موج الحاد از دو طرح ديگر مؤثرتر و كار آمدتر بوده، سزاوار است كه اندكى بر روى آن توقف كنيم و برخى از ماجراها و رويدادهاى مهمى را كه در اين خصوص رخ داده است با هم بخوانيم:
١- ابن ابى العوجاء و ابن طالوت و ابن اعمى و ابن مقفع به همراه گروهى از كافران در موسم حج در مسجد الحرام گرد آمده بودند. امام صادق عليه السلام نيز در آن هنگام در مسجد الحرام حضور داشت و براى مردم فتوا مىداد و قرآن را تفسير مىكرد و سؤالاتشان را با آوردن دليل و برهان پاسخ مىگفت. كافرانى كه آنجا حضور داشتند از ابن ابى العوجاء در خواست كردند كه در محضر امام گستاخى كرده سؤالى بپرسد كه وى را در ميان اطرافيانش رسوا سازد.
ابن ابى العوجاء در خواست آنان را پذيرفت. پس از آنكه مردم از گرد امام صادق عليه السلام پراكنده شدند، ابن ابى العوجاء نزد آنحضرت رفت و گفت: اى ابو عبد اللَّه! مجلسها اماناتند [١] و هر كه را سُرفه گريبا نگير شود نا گزير از سرفه كردن است. آيا به من اجازه پرسش مىدهى؟ امام فرمود: هر چه مىخواهى بپرس.
ابن ابى العوجاء پرسيد: چقدر مىخواهى اين خرمن را لگدمال كنيد و به اين سنگ پناه آريد و اين خانه، بر افراشته بر سنگ وكلوخ را بپرستيد و گرداگردش چونان شتر هروله كنيد؟! اينجا كسانى هستند كه در اين باره مىانديشند واين كارها را كردار فردى بى خرد و بى بصيرت مىدانند. پاسخم گوى كه تو رأس اين امر (دين) وبزرگ آن هستى.
امام صادق در پاسخ او فرمود:
«راستى هر كه را خداوند گمراه و دلش را كور كند، حقّ را نا ديده انگارد و به
[١] - «ان المجالس أمانات»، اعراب اين عبارت را وقتى كه مىخواهند چيزى بگويند كه ازمردم پنهان بماند، به كار مىبرند. (مؤلف)