هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٧٢ - معجزات امام
معجزات مىپردازيم:
١- خداوند بنده صالح خويش، امام موسى بن جعفر عليهما السلام، را به بركت توكّل و ارتباط آنحضرت با خدا از چنگ زمامداران ستمگر رهانيد.
در حديثى از عبيداللَّه بن صالح آمده است كه گفت: حاجب فضل بن ربيع از فضل بن ربيع نقل كرد كه گفت:
شبى با يكى از كنيزانم در بستر بودم. نيمه شب بود كه صداى حركت در را شنيدم. بيمناك شدم. كنيز گفت: شايد تكان در، به خاطر وزش باد باشد. دير زمانى نگذشت كه ديدم در اتاقى كه در آن خفته بوديم باز شد و نا گهان «مسرور كبير» بر من وارد شد و بدون آنكه به من سلام دهد، گفت: اميرالمؤمنين با تو كار دارد.
من از خودم نا اميد شدم و گفتم: اين مسرور است كه بدون اجازه و بى اينكه سلام گويد بر من وارد شد. اين نشانه مرگ است. احتياج به غسل داشتم امّا جرأت نكردم از او بخواهم كه براى اين كار به من مهلت دهد. كنيزم چون متوجّه حيرت و شگفتى من شد، گفت: به خداوند عزّ و جل توكّل كن و برخيز.
برخاستم و جامه در بر كردم و با مسرور بيرون آمدم تا به خانه هارون رسيديم. بر او سلام دادم. اميرالمؤمنين!! در بسترش خفته بود، پاسخم را داد. من از پا افتادم. او پرسيد: آيا ترسيدى؟ عرض كردم: آرى اى اميرالمؤمنين. هارون ساعتى مرا به حال خويش وانهاد تا آرام گرفتم. سپس گفت: به زندان ما برو و موسى بن جعفر بن محمّد را بيرون آرو سه هزار درهم به او بده و پنج خلعت بدو ببخش و بر سه مركب بنشانش و او را در اقامت پيش ما و يا رفتن از نزد ما و اقامت در هر شهر و ديارى كه مىخواهد و دوست دارد، مخيّر كن.
گفتم: اى اميرالمؤمنين! آيا دستور مىدهى موسى بن جعفر را آزاد كنم؟
گفت: آرى. من سه مرتبه ديگر اين سؤال را از هارون پرسيدم و او پاسخ