هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٨ - دوران امامت
خويشاوند نزديك امام حسن بود.
ابن عبّاس با سپاه خويش به سوى مسكن، [١] بر كنار نهر دجله، حركت كرد و در آنجا با اردوگاه معاويه رو به رو شد. وى در همان مكان به انتظار رسيدن سپاهيان ديگر از كوفه اردو زد.
در كوفه، مردم چند گروه بودند. عدّهاى جزو هواخواهان وياران معاويه بودند كه هدايا و وعده و وعيدهاى حزب اموى آنان را فريفته بود. همچنين گروهى از آنان در زمره خوارج قشرى جاى داشتند و برخى هم مردم را از شركت در اين جهاد باز مىداشتند و البته گروهى نيز از آگاهان بودند كه آتش شور و اشتياق مردم را بر مىافروختند و آنان را با روشهاى مختلف به جنگ با سركشان و عصيانگران بر مىانگيختند.
امام حسن عليه السلام پيوسته سخنوران و شخصيّتهاى مبارز را بدين سوى و آن سوى مىفرستاد تا مردم را به يارىاش فرا خوانند و به علاوه خود با ايراد سخنرانيهاى پياپى، دلهاى كوفيان را گرم مىكرد.
امّا كوفيان در برابر اين دعوت چونان يخ، سرد و افسرده بودند، زيرا جنگهاى كوبنده و سنگين جمل، صفين و نهروان نيروى آنان را فرسوده و توان آنان را برده بود.
امام خود در يكى از مناسبتها، از علتّى كه مردم كوفه را از همراهى با وى بازداشته بود، سخن گفت و فرمود:
«شما در مسير خود به صفيّن بوديد در حالى كه دينتان در برابر دنيايتان قرار داشت.
امروز نيز اين گونهايد و دنيايتان در برابر دينتان قرار گرفته است. شما ميان دو دسته مقتول قرار گرفتهايد. يكى مقتولى در صفيّن كه بر آن مىگرييد
[١] - جايى نزديك به «اوانا» بر كنار نهر دجله.