هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٣٦ - علم الهام
حديثى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ خيبر خطاب به مسلمانان فرموده بود: هر آينه فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند. وى حمله كننده است نه گريزنده و باز نمىگردد مگر آنكه خداوند فتح را بر دستان او جارى سازد.
امام باقر خطاب به عبداللَّه گفت: در باره اين حديث چه مىگويى؟ وى پاسخ داد: اين حديث حق است و در آن ترديد نتوان كرد، امّا على بعداً اظهار كفر كرد. امام باقر؛ با شنيدن اين پاسخ به او گفت: مادرت به عزايت نشيند. به من بگو آيا روزى كه خداوند على بن ابى طالب را دوست مىداشت، مىدانست كه وى روزى نهروانيان را مىكشد يا نمىدانست؟ اگر بگويى نمىدانست، كفر ورزيدهاى. عبداللَّه گفت: مىدانست امام فرمود: خداوند او را دوست مىداشت چون اطاعتش مىكرد يا چون نا فرمانيش مىكرد؟ عبداللَّه پاسخ داد: بنابر اين كه اطاعتش مىكرد. پس امام باقر به او فرمود: برخيز كه شكست خوردى.
عبداللَّه برخاست در حالى كه مىگفت: تا بر شما رشته سپيد از رشته سياه صبح آشكار شود، خداوند خود نيك مىداند كه رسالتش را كجا قرار دهد. [١]
٢- قتاده يكى از برجستهترين فقيهان بصره بود، با وجود اين بسيار دوست داشت كه امام باقر را ديدار و با وى مناظره كند. چرا كه مدينه در آن هنگام پايگاه فقه و تفسير و ديگر معارف الهى به شمار مىآمد و از همين رو بود كه آوازه علم و دانش امام باقر تا افقهاى دور دست پيچيده بود.
قتاده، نيز به همين خاطر به مدينه آمد و سراغ امام را گرفت و چون با آنحضرت رو به رو شد، امام از وى پرسيد: تو فقيه مردم بصرهاى؟ قتاده گفت:
[١] - فى رحاب ائمّة اهل البيت، ص ٩.