هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٨ - على عليه السلام و دوران امامت
- خدا راست گفت كه او اهل راستى است و پروردگارم والا و بزرگوار است.
- پروردگارا! در شهادت من تعجيل فرماى به كشته شدن در راه كسى كه خود قتل زيبا را- شهادت- دوست مىدارد.
- در حالى كه يورش آرنده باشم نه گريزنده و همانا كشته شدن (در راه خدا) بر هر مرگ ديگرى برتر است.
- كشتگان در بهشتها نزد پروردگارشان هستند و از شراب خوشبو و چشمه سلسبيل نوشانده مىشوند.
- از شراب ويژه ابرار كه با مشك ممزوج است و جامى از شراب كه آميزه آن گرم و خوشبوى چون زنجبيل است.
سپس گفت: خدايا تو خود مىدانى كه اگر من بدانم كه رضاى تو در اين است كه خودم را در اين دريا بيفكنم چنين خواهم كرد. و مىدانى كه اگر من آگاه شوم كه خوشنودى تو در اين است كه من تيغه شمشيرم را در دلم فرو برم و آنگاه بر آن خم شوم تا نوك شمشير از پشتم بيرون آيد چنين خواهم كرد و مىدانى كه اگر من بدانم امروز كارى نزد تو خشنود كنندهتر از جهاد با اين فاسقان است، قطعاً آن كار را انجام مى دادم. [١]
با اين روحيه والا و سرشار از ايمان، برگزيدگان ياران پيامبر صلى الله عليه و آله با معاويه و منافقان هم سنگر او به نبرد برخاستند. منتهاى آرزوى اينان شهادت بود. آنان يقين داشتند كه بر راه حق و صوابند و دشمنشان خواهان حكومت و طالبان دنيا هستند.
عمّار ميان دو سپاه ايستاد و بانگ زد: اى مردم! پيش به سوى بهشت. پس چون پرچم عمرو بن عاص را ديد، گفت: به خدا سوگند من سه بار با اين پرچم
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ١٥٣.