هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٦٩ - دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
رفته، يكايك آنها را معاينه كردند. يكى از اين زنان ادعا كرد كه در ميان اين كنيزها، كنيزى است كه نشانه حمل با خود دارد. از اين رو دستور دادند آن كنيز را در اتاقى نگه دارند. نحرير و يارانش و نيز زنانى كه با او بودند، مأمور مراقبت از اين اتاق شدند.
سپس احمد بن عبداللَّه در ادامه گفتار خويش مىگويد:
مأمورينى كه گمان مىكردند آن كنيز باردار است و از او مراقبت مىكردند، دو سال و اندى وى را زير نظر داشتند تا آنكه به اشتباه خود پىبردند. سپس ميراث امام حسن ميان مادر و برادرش، جعفر، تقسيم شد و مادرش ادعا كرد وصى او است و اين امر نزد قاضى ثابت شد.
سپس وى ماجراى مخالفت جعفر با وصايا را نقل كرده تا آنجا كه مىگويد:
بيرون آمديم، وضع بر همين منوال بود، و خليفه امروز در پى جستن نشانى از فرزند امام حسن عليه السلام است. [١]
بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مىكوشيد، ريشههاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود.
يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ [٢].
«خواهند پرتو خدا را با دهانهاى خويش فرونشانند امّا خداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه كافران نا خوش دارند.»
امام حجّت عليه السلام عمويى داشت، كه نامش جعفر بود. او ادعا مىكرد كه
[١] - كمال الدين- صدوق، ج ١، ص ١٢٥.
[٢] - سوره توبه، آيه ٣٢.