هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٠٣ - دانشگاه بزرگ
پرسيد: آن مَلِكى كه تو بنده اويى، كيست؟ آيا از ملوك زمين است يا از ملوك آسمان؟ و در باره پسرت بگو آيا بنده خدايان آسمان است يا بنده خدايان زمين؟ آن مرد خاموش ماند ..
امام به او فرمود: بگو، امّا مرد خاموش بود.
پس امام به او فرمود: چون از طواف فارغ شديم نزد ما بيا.
چون ابو عبداللَّه عليه السلام از كار طواف فارغ شد، زنديق به نزد او آمد رو به روى حضرت نشست. همه ما نيز آنجا حضور داشتيم. ابو عبداللَّه پرسيد: آيا مىدانى كه زمين زير و زبرى دارد؟
مرد گفت: آرى!
پرسيد: زير آن رفتهاى؟
مرد گفت: نه!
پرسيد: آيا مىدانى كه زير آن چيست؟
مرد گفت: نمىدانم، امّا گمان كنم زير آن چيزى باشد.
امام صادق فرمود: گمان، تا زمانى كه يقين به دست نياورى (نشانه) عجز است.
سپس پرسيد: آيا به آسمان رفتهاى؟
گفت: نه!
پرسيد: آيا مىدانى در آن بالا چيست؟
گفت: نه!
پرسيد: آيا به مشرق و مغرب رفتهاى و به آنچه پشت آنهاست نگريستهاى؟
گفت: نه!
فرمود: شگفت از تو! نه به مشرق و مغرب رسيدهاى و نه به زير زمين و نه به آسمان رفتهاى و نه آنچه را كه آنجاست يافتهاى تا از آنچه پشت آنهاست آگاهى