هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٨٤ - دانش امامت
پيش خداست از آنچه در آنى بهتر است. مرد خاموش شد. سپس پرسيد: اى بنده خدا توكيستى؟ جواب دادم: على بن ابى حمزه. مرد تا نام مرا دانست، گفت: به خدا سوگند سرور و مولايم به من چنين فرمود كه نامهام را به وسيله على بن ابى حمزه برايت مىفرستم.
على گويد: حدود ٢٠ شب در آنجا درنگ كردم سپس نزد آن مرد آمدم و ديدم كه در بستر بيمارى افتاده است. به او گفتم: هر وصيّتى كه دارى بكن كه من آن را از مال خودم به انجام مىرسانم. گفت: چون مُردم، دخترم را به همسرى مردى متدّين در آور سپس خانهام را بفروش و پول آن را به امام بده و به هنگام غسل و دفن و نماز (ميّت) گواه من باش.
على بن ابى حمزه گويد: چون آن مرد را به خاك سپردم، دخترش را به همسرى مردى ديندار در آوردم و خانهاش را فروختم و بهاى آن را به دست امام كاظم عليه السلام رساندم. آنحضرت پول خانه را بر گرداند و فرمود: اين درهمها را به دست دختر او بسپار. [١]
٤- دانش ائمه از ناحيه خداست و هيچ چيز در آسمانها و زمين نمىتواند خدا را به عجز و ناتوانى بكشاند از اين رو گاه حكمت او اقتضا مىكند كه علمش را در نوزادى كه در گهواره است به وديعه نهد چنانكه با عيسى بن مريم و يحيى بن زكريا چنين كرد. امام كاظم نيز از جمله كسانى بود كه خداوند قدرت خويش را در او ظاهر كرد. در حديثى از عيسى شلقان آمده است كه گفت: نزد امام صادق رفتم و مىخواستم از او در باره ابو الخطاب پرسشى كنم. آنحضرت پيش از آنكه من بنشينم آغاز به سخن كرد و فرمود: چه مانع دارد كه پسرم موسى را ببينى و از تمام آنچه كه مىخواهى از او سؤال كنى؟
[١] - بحارالانوار، ج ٢، ص ٧٦.