هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٦ - جايگاه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام
دشمن و با دوستان شما دوست هستم».
ابن خالويه در كتاب «آل» در حديثى كه آن را از امام رضا و او از پدرانش از اميرمؤمنان نقل كرده، آورده است كه آنحضرت فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «چون روز قيامت فرا رسد، منادى از دل عرش آواز دهد كه اى خلايق! ديدگان خود را بربنديد تا فاطمه دختر محمّد، عبور كند».
همچنين در روايت ديگرى آمده است كه آن منادى بانگ مىزند كه: «اى جماعت! سر به زير افكنيد و چشم فرو بنديد تا فاطمه از پل صراط بگذرد. آنگاه آنحضرت درحالى كه هفتاد هزار كنيز از حور العين بهشت او را همراهى مىكنند، از پل مىگذرد».
بخارى در صحيح به سند خود روايت كرده است كه پيامبر اكرم فرمود: «فاطمه پاره تن من است. هركه او را خشمگين سازد به تحقيق مرا خشمگين ساخته است».
بسيارى از دانشمندان اهل حديث، از شيعه و سنى، اين مضمون را با اسناد صحيح و روايتهاى صريح نقل كردهاند. تا آنجا كه برخى بدين روايت، با اعتمادى تمام استشهاد كردهاند. يكى از اينان ابوالفرج اصفهانى است. وى روايت مىكند كه: عبداللَّه بن حسن مثنى فرزند امام حسن مجتبى عليه السلام بر عمر بن عبدالعزيز وارد شد. عبداللَّه در آن هنگام جوان بود و از وقار و هيبتى خاص برخوردار. عمر او را در صدر مجلس نشانيد، مورد احترام قرار داد و نيازش را برآورده ساخت. از علّت كار عمر در اين خصوص پرسش كردند. وى پاسخ داد: يكى از معتمدانم خبرى از رسول خدا برايم نقل كرد آن چنانكه گويى خود آن را از دهان آنحضرت شنيدهام. پيامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است. آنچه او را شادمان مىكند مرا نيز خوشحال مىسازد و آنچه وى را خشمگين مىكند مرا نيز به خشم آورد. اين عبداللَّه هم پارهاى از پاره تن رسول خداست.