هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٤٥ - فضائل و خصوصيّات امام
مذهب اهل بيت گرائيده بودند تا به مذاهب ديگر، آينده اين مذهب بيشتر نگران كننده جلوه مىكرد، زيرا ممكن بود برخى از سران و رهبران، براى رسيدن به منصب رياست و رهبرى در شيعه، به طمع مىافتادند و چه بسا برخى از فرزندان و نوادگان امام صادق را نيز با خود همگام و همصدا مىكردند.
از همين روست كه امام ششم همواره و به شّدت بر جانشينى امام موسى پس از خودش تأكيد مىكرد.
اينچنين بود كه برخى منحرف شدند و پنداشتند كه پس از امام صادق، پسر بزرگ آنحضرت، يعنى اسماعيل امام است و ادعا كردند كه اسماعيل در زمان پدرش از دنيا نرفته بلكه از انظار مخفى شده است!
فرقه قدرتمند اسماعيليه كه پس از نهضت پيامبر صلى الله عليه و آله بزرگ ترين جنبش انقلابى را پايه گذارى كردند و دولتى بزرگ و نيرومند در شمال آفريقا تأسيس كردند، زاده همين عقيده اشتباه بودند!
بدين دليل بود كه امام صادق عليه السلام پيروان بزرگ و برجستهاش را بر وفات فرزندش گواه گرفت و بديشان خاطر نشان ساخت كه جانشين به حق او همان امام موسى كاظم است.
از زرارة بن اعين نقل شده است كه گفت:
نزد ابو عبداللَّه عليه السلام رفتم. سرور فرزندانش موسى در سمت راست آنحضرت نشسته بود و رو به روى او تابوتى پوشيده بود. آنحضرت به من فرمود: داوود الرقّى و حمران و ابو بصير را نزد من حاضر كن. مفضل بن عمر نيز بر آنحضرت وارد شد. من بيرون آمدم و كسانى را كه امام دستور احضارشان را داده بود، حاضر كردم. يارانش يكى پس از ديگرى وارد مىشدند تا آنكه جمعاً سى نفر شديم.
چون، همه گرد آمدند، امام صادق عليه السلام فرمود: داوود! پرده از چهره