هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٦٠ - رهبرى و رهبران الهى
آنحضرت نمودار شكوهمند اين آيه از قرآن بود:
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ [١].
«كسانى كه خداى را ايستاده و نشسته و خوابيده ياد مىكنند و پيوسته در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند (و مىگويند) پروردگار اينها را بيهوده نيافريدى. منزهى تو پس ما را از رنج آتش در امان نگاه دار.»
او چنان در محبّت و عشق خدا غوطه ور بود كه رودهاى عشق و محبّت به صورت راز و نيازهايى، كه تاريخ تنها گوشه اندكى از آنها را در «صحيفه» اى معروف به «سجادّيه» ثبت كرده است، بر لبانش جارى مىشد. بياييد با هم به يكى از اين راز و نيازهاى پر شكوه و جذاب كه چشمها را خيره مىسازد، گوش فرا دهيم:
«همانا همّتم به سوى تو منقطع شده و رغبتم به طرف تو برگشته است پس تو مراد منى نه ديگرى، و بيدارى و خوابم فقط از براى توست نه جز تو. و ديدارت پر تو و روشنى چشم من است و اتصال توبه من نفس من است، اشتياقم به توست و سرگشتگىام در محبّت تو و دلباختگى ام به عشق توست.
خشنودى تو آرزويم و ديدنت نيازم و در كنار تو بودن تقاضايم و نزديكى به تو منتهاى درخواست من است. آرام و راحتم در راز و نياز با توست، داروى بيمارىام نزد توست و شفاى تشنگىام و خنك كننده سوزش درونم و رفع گرفتارىام همه در درگاه توست. پس در وحشتم انيس من باش، لغزشم را بكاه و بپوشان و توبهام را بپذير و دعايم را پاسخ گوى و خود نگهدار عصمت من و بى نياز كننده تهيدستىام باش. مرا از خود جدا و دور مكن اى نعيم وبهشت من و اى دنيا و آخرت من اى مهربانترين مهربانان». [٢]
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٩١.
[٢] - مفاتيح الجنان، ص ١٢٤.