هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٥٢ - حكومت هارون الرشيد اوج وحشت و ترس
و چه بسا ملقب ساختن او به لقب «كاظم» به شيوه حيات آنحضرت به صورت تقيّه و فرو خوردن خشم و غيظ در برابر دردها و فشار اشاره داشته باشد.
ساير القاب آنحضرت نيز نمايانگر خصوصيّات دوران وى هستند. شيعيان حضرتش را با القاب «العبد الصالح» و «النفس الزكيّه» و «صابر» مىخواندند، همچنين تنوع كنيه آنحضرت، بر سرّى بودن حركت در دوران ايشان دلالت مىكند. شيعيان، امام كاظم را با كنيههاى «ابو الحسن»، «ابو على»، «ابوابراهيم» و بنابر قولى «ابو اسماعيل» نيز مىخواندند.
امام موسى كاظم دير زمانى در زندانهاى بنى عباس به سر برد و شهادت فاجعه آميز حضرت را جز با شهادت امام حسين عليه السلام نمىتوان برابر دانست. اين امر حاكى از آن است كه دستگاه حاكم از قيام حضرت كاظم در برابر ظلم و ستم خود، بسيار هراس داشت. ديگر هيچ يك از زمامداران طاغوتى و خود سر نمىخواستند اشتباهى را كه يزيد بن معاويه در كشتن سيد الشهداء بصورت علنى، مرتكب شده بود دو باره تكرار كنند بلكه آنان ترجيح مىدادند ائمه را با ترور از ميان بردارند تا در برابر مردم مسلمان كه هميشه نسبت به اهل بيت عليهم السلام ارج و احترام و محبّت قائل بودند، خود را بى گناه و بى تقصير جلوه دهند.
حتّى هارون كه امام كاظم را در زندان خود به شهادت رساند، كوشيد از ريختن خون آنحضرت برائت جويد و چنين جلوه دهد كه امام كاظم به مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا سندى بن شاهك، رئيس پليس او، بدون كسب اجازه از وى، آنحضرت را به قتل رسانده است. [١]
از اينجا در مىيابيم كه حكومت اگر از جانب امام كاظم عليه السلام، كه كانون مبارزه
[١] - بحارالانوار، ج ٤٨، ص ٢٢٦- ٢٢٧.