هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣١ - خوى پاك
آنحضرت خوشنداشت غلامانش وقتى بر سفره نشستهاند به احترام او برخيزند و مىفرمود:
«اگر در حالى كه غذا مىخوريد بر بالاى سر شما آمدم برنخيزيد تا وقتى كه از خوردن فارغ شديد». [١]
بسيار بردبار و بخشنده بود. در باره بردبارى آنحضرت نقل كردهاند كه يكى از فرماندهان بنى عبّاس به نام «جلودى» از سوى هارون الرشيد مأموريت يافت به مدينه برود و لباسهاى زنان خانواده ابو طالب را غارت كند و براى هر يك از آنان جز يك پيراهن باقى نگذارد. «جلودى» فرمان هارون را به اجرا گذارد. اين امر موجبات خشم امام رضا را فراهم آورد، امّا بعداً هنگامى كه آنحضرت به ولايتعهدى مأمون برگزيده شد، جلودى به مخالفت برخاست و از بيعت با امام رضا ابراز ناخشنودى كرد.
مأمون بر او خشمگرفت و پس از آنكه دو نفر را پيش از او كشته بود، وى را نيز بيرون برد تا به قتل رساند. همين كه او را در برابر مأمون حاضر كردند امام رضا در نزد خليفه به ميانجيگرى برخاست و فرمود:
«يا اميرالمؤمنين! اين پيرمرد را به من ببخش».
«جلودى» خيال كرد كه امام نيز همدست مأمون است از اين رو مأمون را سوگند داد كه سخن امام را نپذيرد. مأمون هم گفت: به خدا سخن او را در باره تو نمىپذيرم، سپس دستور داد، تا گردنش را زدند. [٢]
[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١٠٢.
[٢] - فى رحاب ائمّة أهل البيت، ص ١٥٨.