هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦١ - دوران امامت
خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله در نهان و آشكار دست به توطئه بزند و يا آنها را در هر كجا كه باشند به هراس اندازد. [١]
نگاهى گذرا به اين شرطها ما را بدين نكته رهنمون مىكند كه اين صلح نامه در برگيرنده مهمترين قانونهاى حكومتى اسلام اعم از قانونى بودن حكومت بر طبق كتاب و سنّت و شورايى بودن حكومت مىباشد. بنابر اين شرطها، معاويه مسؤول برقرارى امنيّت براى مردم و بويژه رهبرى مخالفان يعنى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله است.
معاويه نيز اين شرطها را به عنوان اساس حكومت در نزد مردم پذيرفت. امام عليه السلام نيز بدين وسيله مهمترين راه را براى نماياندن حقيقت معاويه و آگاه كردن انديشمندان و ديندارانى كه بر برخى از شرطهاى اين صلح نامه مخالفت مىكردند، انتخاب كرد.
امام حسن براى قانع كردن گروهى از مسلمانان به صلح با معاويه، رنج فراوانى متحمّل شد، زيرا جانها در اشتياق نبرد با معاويه مىسوخت و همين امر موجب مىشد كه آنان بيعت با وى را خوشايند ندانند. افزون بر اينكه ساده لوحان خوارج عقيده داشتند كه هر كس حكومت را به معاويه بسپارد به كفر گراييده است و حتّى نسبت به آنحضرت گفتند: «به خدا سوگند اين مرد كافر شده است»! [٢]
امام حسن عليه السلام پس از انعقاد صلح نامه با معاويه براى مردم سخنانى ايراد كرد و گفت:
«اى مردم! اگر شما در تمام دنيا در پى مردى بگرديد كه جدّش رسول
[١] - بحارالانوار، ج ٤٢، ص ٦٥.
[٢] - همان مأخذ، ص ٤٧.