هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٦٣ - ب- مخفى بودن تماسها
شخصى كه از من نزد هارون، بد گويى كرده بود پسر عمويم بود، امّا خداوند الحمد للَّهرو سياهش كرد و دروغگويش جلوه داد. [١]
ب- مخفى بودن تماسها
ممكن است اين پرسش مطرح شود كه با وجود چنين جوّى، ارتباط ميان امام عليه السلام و شيعيان وى كه سعى در پوشيده نگه داشتن گرايشهاى خود داشتند، چگونه حاصل مىشده است؟
ما در باره چگونگى بر قرارى اين ارتباطات، جزئيات چندانى در دست نداريم، امّا پژوهشگران مىتوانند اين جزئيات را از لابه لاى برخى از اخبار پراكنده به دست آورند. نحوه كار يك مورخ در اين باره همچون شيوه كار يك كار شناس امور كشاورزى است چنين كار شناسى اگر در كار خود مهارت داشته باشد مىتواند با ديدن يك سيب، به نوع خاك، آب، هوا، بذر، كود و ... كه موجب پرورده شدن اين ميوه شدهاند، پى ببرد. مورخ نيز مىتواند با غور و تأمل در ابعاد واقعه تاريخى، به جزئيات و اطلاعات بيشترى دست يابد.
به عنوان نمونه حادثه تاريخى زير مىتواند نمايانگر تماسهاى مخفيانه ميان ائمه عليهم السلام و پيروانشان باشد:
از محمّد بن مسعود، حسين بن اشكيب، بكر بن صالح، اسماعيل بن عباد قصرى، اسماعيل بن سلام و فلان بن حميد روايت شده است كه گفتند: على بن يقطين به ما پيغام داد كه براى سفر دو مركب بخريد و از بيراهه در سفر شويد. او همچنين اموال و نامههايى به ما داد و گفت: به سفر خود ادامه دهيد تا آنكه اموال و نامهها را به دست ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام برسانيد
[١] - بحارالانوار، ج ٤٨، ص ٥٩- ٦٠.