هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٠٩ - مرارت و شهادت
و خدمتكاران زن و مردى كه خوش سيماتر از آنها و جامهاى زيباتر از جامه آنها نديده بودم، بر اين جايگاهها نشسته بودند. آنها جامهاى حرير سبز پوشيده بودند و تاجها و درّ و ياقوت داشتند و در دستهايشان آبريزها و حولهها و هر گونه طعام بود. من به سجده افتادم تا آنكه اين خادم مرا بلند كرد و در آن لحظه پىبردم كه كجا هستم.
هارون گفت: اى خبيث شايد به هنگامى كه در سجده بودى، خواب تو را درگرفته و اين امور را در خواب ديده باشى؟
كنيز پاسخ داد: به خدا سوگند نه سرورم. پيش از آنكه به سجده روم اين مناظر را ديدم و به همين خاطر به سجده افتادم.
هارون به پيشكارش گفت: اين زن خبيث را نزد خودنگه دار تا مبادا كسى اين سخن را از او بشنود. زن به نماز ايستاد و چون در اين باره از او پرسيدند، گفت:
عبد صالح (امام موسى كاظم عليه السلام) را چنين ديدم و چون از سخنانى كه گفته بود، پرسيدند: پاسخ داد: چون آن منظره را ديدم كنيزان مرا ندا دادند كه اى فلان از عبد صالح دورى گزين تا ما بر او وارد شويم كه ما ويژه اوييم نه تو.
آن زن تا زمان مرگ به همين حال بود. اين ماجرا چند روز پيش از شهادت امام كاظم رخداد.
اين ارزش و كرامت امام كاظم عليه السلام در پيشگاه خدا و اين هم فرجام هارون ستمگر و سركش!!
از خداوند بزرگ مىخواهيم كه ما را جزو دوستداران دوستانش و بيزاران از دشمنانش قرار دهد و ما را بر پيمودن راه ائمه هدى عليهم السلام توفيق ارزانى فرمايد.