هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٢٢ - ويژگيهاى دوران امام عسكرى
اين شيوه قساوت بارى كه زمامداران به نام خلافت اسلامى، در اداره كردن كشور از آن بهرهبردارى مىكردند تأثيرى منفى بر فرهنگ دينى مردم از خود بر جاى نهاد در اين ميان كسانى كه از فلسفه يونان تأثير پذيرفته بودند، فرصت را غنيمت شمرده در صدد بر آمدند تا مردم را نسبت به حقايق دينى گمراه كنند.
يكى از كسانى كه كمر به اين كار بسته بود فيلسوف معروف «اسحاق كندى» بود. وى دست به تأليف كتابى در رد قرآن (بهشيوه فلاسفه كه آشفتگى و سبكى افكار يكديگر را به نقد مىكشيدند ورد مىكردند) كرد. چون اين خبر به گوش امام عسكرى عليه السلام رسيد، يكى از شاگردان كندى را خواست و به او فرمود:
آيا در ميان شما خردمندى نيست كه استادتان كندى را از كارى كه در باره قرآن پيش گرفته، باز دارد؟
چون شاگرد كندى از امام در باره چگونگى اين امر پرسش كرد، آن حضرت به او فرمود: آيا آنچه را كه به تو القا كنم بدو مىرسانى؟ شاگرد گفت: آرى. پس امام فرمود:
نزد او روانه شو و با وى انس بگير و ملاطفت كن و در كارى كه پيش گرفته يارىاش نما. پس چون ميان شما دوستى واقع شد به او بگو: مسالهاى به نظرم رسيده كه مىخواهم در باره آن از شما پرسش كنم. تو از او استدعاى پاسخ مىكنى. به او بگو: اگر متكلّمى با اين قرآن پيش شما آيد و بپرسد آيا جايز است كه خداوند از آن سخنى كه در قرآن فرموده، معنايى جز آنكه تو انديشيدهاى و بدان رفتهاى اراده كرده باشد؟! تو را خواهد گفت كه جايز است. چون او (كندى) مردى است كه چون چيزى بشنود مىفهمد. پس چون به تو اين جواب را داد به او بگو: از كجا مىدانى شايد آنچه خداوند اراده فرموده غير از آن معنايى باشد كه تو بدان رفتهاى و آن را مراد خداوند گرفتهاى كه خدا آن لفظ را در غير معانى آن وضع فرموده است.