هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠٣ - امام حسين پس از پيامبر
اين نخستين توطئهاى بود كه در راه ياران على عليه السلام كه جبهه مخالفان حزب اموى را تشكيل مىدادند، نمودار شد.
سپس معاويه در ظلمت، جهل و كفر خود، نقشه ديگرى طرح ريزى كرد كه به مراتب از نقشه نخست، بسيار دشوارتر و سختتر بود. او به واليانش نوشت:
به مجردى كه به آنان گمان و شك برديد بگيريدشان و به صرف تهمت بكشيدشان!!
در عبارت «به صرف تهمت بكشيدشان» بنگريد. آيا واقعاً در قاموس جنايتكاران قانونى از اين بدتر و ظالمانه تر مىتوان يافت؟!
امام حسين عليه السلام در چنين فضاى دهشت بارى زندگى مىكرد. او منصب خلافت الهى را به دوش مىكشيد و بىگمان اجراى اين دستور معاويه در مورد ياران و دوستدارانش، دل او را به درد مىآورد.
امّا شرايطى كه آنحضرت با آن رو به رو بود، به وى اجازه اقدام مسلحانه بر ضد حكومت احمقانه امويّان را نمىداد. چرا كه معاويه در تمام امور به حيله و نيرنگ چنگ مىآويخت و با بخشش اموال هنگفت از طريق بيت المال، امّت را به خواب عميق فرو مىبرد و اگر آنان در مقابل وى سر تسليم فرو نمىآوردند با چيزى كه آن را سربازان عسل ناميده بود، از پاى در مىآورد. در واقع او از طريق مسموم ساختن آب يا خوراك مخالفانش، آنان را از صحنه مبارزه بيرون مىراند. چنان كه همين حيله را بر ضد امام حسن عليه السلام نيز به كار بست و از طريق همسر جنايتكار آنحضرت، وى را مسموم و شهيد كرد. معاويه از به كار بستن حيله و نيرنگ بر ضد بزرگ مردانى كه سر تسليم در برابر مال و منصب فرو نمىآوردند هيچ گاه كوتاهى نمىكرد.
وى با توسّل به همين مكر و نيرنگ يكى از سران بزرگ شيعى، يعنى حجر بن عدّى، صحابى بزرگ پيامبر صلى الله عليه و آله را از پاى در آورد. او حجر و يارانش را به شام