هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٨٤ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
امام سجّاد به طلاب علم كه در مدينه به ديدارش مىآمدند، بسيار احترام مىگذاشت و اين امر را سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانست. دانشمندان پيش از آنكه از علم و معرفت آنحضرت بر خوردار گردند از رفتار ايشان، هدايت وپرهيزكارى را الهام مىگرفتند.
براستى چه كسى بود كه نور خدا را در اين چهره الهى و از چشمى كه از ترس خدا سرشار بود و پيشانى كه در اثر سجود پينه بسته بود و زبانى كه هيچ گاه از ياد خدا غافل نمىشد و كلًا از سيره او كه نور خدا از آن تابان بود، الهام نگيرد؟!
عبداللَّه بن حسن مىگويد: مادرم فاطمه دختر امام حسين عليه السلام مرا مىگفت كه در محضر على بن الحسين بنشينم. من هيچ گاه در محضر او ننشستم مگر آنكه وقتى بر مىخاستم از او خيرى آموخته بودم. اين خير يا ترس از خدا بود كه با ديدن خدا ترسى وى در دلم ايجاد مىشد و يا دانشى بود كه از او بهرهمند مىشدم. [١]
موج فتوحات اسلامى، هر روز كشور جديدى را فرا مىگرفت و بخش تازهاى به پيكر حكومت اسلامى اضافه مىكرد امّا اين پيكر به محركى ايمانى نياز داشت تا فرهنگها و سنّتها و منافع گوناگون را در بوته امّت واحده، ذوب كند.
امام زين العابدين عليه السلام و ياران و هواداران وى، با به كار بستن راهها و شيوههاى گوناگون مسئوليّت اين مهم را بر دوش داشتند. آنحضرت به موالى بسيار احترام مىگذاشت. موالى مردمى بودند كه پس از فتح كشورهايشان به وسيله اسلام و بهرهورى كافى از معارف الهى؛ به دين اسلام گرايش مىيافتند.
بسيارى از موالى، جز و ياران خوب امام سجّاد عليه السلام بودند امام نيز در استوار
[١] - عوالم العلوم، ج ١٨، ص ٢٨٣.