هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٧ - دوران امامت
شخصيّت افرادى است كه در اين سپاه بودند. آنان چه كسانى بودند و چرا به يارى امام شتافتند و سرانجام نتيجه چه شد؟
تاريخ نگاران سپاه امام حسن را مركب از چند تيره دانستهاند:
١- شيعيان پاكدلى كه به عنوان اداى تكليف دينى خويش و انجام مأموريت انسانى خويش از آنحضرت پيروى مىكردند كه البته شمار آنان اندك بود.
٢- خوارج كه خواستار جنگ با معاويه و امام حسن بودند، امّا در اين برهه، فعلًا مىخواستند كار معاويه را تمام كنند تا در آينده به حساب آنحضرت نيز رسيدگى كنند.
٣- فتنه جويان و آزمندانى كه مىخواستند با شركت در جنگ غنيمت، به دست آرند.
٤- ترديد كنندگانى كه حقيقت ماجرا را از اين جنگ درنيافته و آمده بودند تا دليلى بيابند كه به كدامين گروه بپيوندند.
٥- متعصبانى كه سران قبايل را مدّ نظر داشتند و اين جنگ را به حساب جنگهاى قبيلهاى و خرده حسابهاى شخصى محسوب مىكردند.
اينان عناصر سپاه امام بودند و طبيعى است كه چنين سپاهى، با اين تنوع اشخاص و آرا، نمىتواند در انجام مأموريت خويش كامياب باشد، زيرا جنگ، طالب ايمان و يكپارچگى و اطاعت است.
سپس امام حسن عليه السلام نخستين گروه خود را تشكيل داد و آنان را به عنوان جلوداران سپاه تحت فرماندهى عبيداللَّه بن عبّاس تعيين كرد. عبيداللَّه از جهات گوناگونى براى عهده دارى اين امر شايستگى داشت:
نخست آنكه وى اوّلين داعى جنگ بود و دوّم آنكه در ميان مردم و محافل از آوازهاى نيك برخوردار بود و سوّم آنكه وى مىخواست انتقام خون دو پسرش را كه به دست سپاهيان معاويه كشته شده بودند، بگيرد و بالاخره آنكه