هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣٦ - قيام عاشورا
سپاهى كه از اين لشكر با امام حسين رو به رو شد متشكل از هزار مرد جنگى بود كه فرماندهى آنان را حر بن يزيد رياحى بر عهده داشت.
«حُر» از امام خواست كه يا بيعت كند و يا آنكه دست بسته به كوفه آيد. امام حسين عليه السلام پيشنهاد او را نپذيرفت و راهى بين راه كوفه و مدينه را انتخاب كرد. حر نامهاى به ابن زياد نوشت و ابن زياد بر لزوم جنگ با امام حسين دستور داد. سپاهى كه شمار آنان به بيش از سى هزار تن مىرسيد به رويارويى امام شتافت. اين دو سپاه در جايى به نام كربلا [١] با يكديگر رو به رو شدند.
روز نهم ماه محرّم الحرام بود كه نامه ابن زياد به عمر سعد فرمانده سپاه بنى اميّه رسيد.
ابن زياد در اين نامه فرمان داده بود كه نخست آب را از دسترس حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله ببندند و سپس با آنان جنگ كنند.
امام يك شب از آنان مهلت خواست. چون روز دهم محرّم فرا رسيد يزيديان بر خيمهگاه ابا عبد اللَّه يورش آوردند. هفتاد و دو تن از ياران دلاور امام حسين به مقاومت و مبارزه پرداختند و پس از آنكه دلاوريهاى بسيارى از خود نشان دادند، يكى پس از ديگرى به خون خويش غلتيدند.
برادران امام نيز در اين ميدان كشته شدند كه در رأس آنان بايد از حضرت ابو الفضل العباس عليه السلام ياد كرد. فرزندان امام حسين عليه السلام نيز به شهادت رسيدند. حتى فرزند كوچك و شير خواره وى در آغوشش كشته شد. ديگر كسى جز آنحضرت زنده نبود. امام حسين خود به تنهايى بر صفوف دشمنان حملهور شد و شجاعتى بزرگ از خود نشان داد.
شمار بسيارى از سپاه كوفه كشته شدند. هنوز ساعاتى نگذشته بود كه تقدير با تير غدّار خويش به دست حرمله و با سر نيزه خويش به دست سنان بن انس
[١] - كربلا نام جايى است كه با بغداد امروزى ١٠٥ و با كوفه ٧٥ كيلومتر فاصله دارد.