هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧ - پيش از بعثت
قبايل را حفظ كرد، و خود نيز به افتخار نصب حجر الاسود نايل آمد. قريش با اجراى اين حُكم به افتخار و سرورى فراوان دست يافتند.
در آن زمان اخلاق زشت و ناپسند به صورتى زننده در ميان جوانان شايع بود، به گونهاى كه در ميان اعراب آن روز، به جز شمارى اندك، همه جوانان به محيط فاسد و گناهآلود زمان خود گرفتار بودند، امّا با اين وجود هيچ يك از اعراب معاصر پيامبر و كسانى كه روزگار جوانى آنحضرت را زير نظر داشتند، يك مورد گرايش به باطل يا شركت در مجامع لهو و لعب براى او ثبت نكردهاند، بلكه برعكس مردم همه معانى بزرگوارى و شرف و ارزشهاى والاى انسانى را در وجود اين جوان بزرگوار مشاهده مىكردند.
معروف است كه آنحضرت از بزرگان و رؤساى مكّه درخواست كرد، مجمعى براى دفاع از حقوق ضعيفان و كمك به آنان تشكيل دهند. افراد پاك سرشت از پيشنهاد حضرت استقبال كردند و براى پرداختن به اين مهم سوگند شرف خوردند. اين پيمان به نام «حلف الفضول» خوانده شد. اين پيمان چه با پيشنهاد پيامبر استوار شده باشد يا با پيشنهاد شخصى ديگر، پيامبر همواره در آن حضور مىيافته، و پس از رسالتش نيز آن را تمجيد كرده است. آنحضرت درباره اين پيمان مىفرمود: «با عموهاى خود در خانه عبداللَّه بن جدعان شاهد انعقاد اين پيمان بودم، من اين پيمان را با شتران سرخ موى هم عوض نخواهم كرد. و اگر در زمان اسلام هم بدين پيمان فراخوانده مىشدم، بازهم بدان پاسخ مىگفتم».
امين و دانا
چون مكّيان بر برتريهاى اخلاقى و بزرگواريهاى معنوى آنحضرت واقف شدند، وى را بر كارهاى خود امين شمردند و امانتهاى خود را به او سپردند و او