هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤١٠ - امام حسين پس از پيامبر
٣- امام حسين نامهاى ديگر به معاويه نوشت و طى آن به يكايك اعمال پليد معاويه اشاره كرد. در اين نامه آمده بود:
«... امّا بعد نامهاى به دستم رسيد كه در آن گفته بودى: از من به تو گزارشهايى رسيده كه تو به خاطر من از آنها چشم پوشيدهاى. حال آنكه من در نظر تو به انجام كارهاى غير از اين سزاوارترم و جز خداوند تعالى بر حسنات راهنمايى نكند.
امّا در باره گزارشهايى كه گفته بودى در باره من به تو رسيده، بايد بدانى كه اين گزارشها از جانب چاپلوسان و سخن چينان و كسانى است كه مىخواهند ميان جمع تفرقه اندازند.
دشمنان دروغ گفتهاند و من خواستار جنگ و مخالفت با تو نيستم. و من در ترك اين نصايح از تو و از عذر و پوزشهايى كه در آن براى تو و دوستان ستمگر و كافرت (حزب ستمگران) و اولياى شيطان است، از خداوند مىترسم.
آيا تو كشنده حجر بن عدى كندى و ياران نمازگزار و خدا پرست او نيستى؟ آنان بدعتها را زشت و پليد مىشمردند، امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و از سرزنش نكوهش گران در راه خدا باك نداشتند. امّا تو آنان را به ستم و ناروا كشتى در حالى كه قسمهاى سخت خورده و به آنان قول داده بودى كه به ايشان كارى ندارى. امّا بر خداوند، تجرى كردى و پيمان او را كوچك شمردى و همه آنان را از پاى در آوردى.
آيا تو كشنده عمرو بن حمق صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله و بنده صالحى كه عبادت او را ضعيف و بدنش را ناتوان و رنگ سيمايش را زرد كرده بود نيستى؟ تو پس از آنكه به او وعده امان داده و با او عهد بستى، او را كشتى. بدان سان كه اگر آهوان كوهى آن را مىفهميدند هر آينه از قله كوهها به پايين مىغلتيدند.
آيا تو زياد بن سميه را، كودكى كه در بستر بندهاى از قبيله ثقيف به دنيا آمد به