هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٠ - على عليه السلام و دوران امامت
مردم را براى قضاوت سوى من بياور تا من تو و ايشان را به راه راست و آشكار رهنمايى كنم». [١]
بدين سان امام با معاويه اتمام حجّت كرد:
اولًا: مشروعيّت عمل وى ناشى از اجماع مهاجرين بوده كه هيچ گاه خداوند آنان را بر گمراهى گرد نياورده است.
ثانياً: فرزندان عثمان اولياى دم پدرشان به شمار مىآيند نه معاويه.
ثالثاً: راه خونخواهى مطرح كردن دعوا در نزد قوه قانونى است نه سرپيچى از آن به اسم خونخواهى.
امّا معاويه به اين حجتها وقعى نمىنهاد چرا كه او مىكوشيد عظمت از دست رفته روزگار جاهليّت بنى اميّه را اعاده كند دشمنان كينه توز اسلام و بقاياى دوران گذشته نزد او گرد آمدند و معاويه رژيمى انتفاعى براى آنان بنيان گذارد و حكومت را به يك شركت سهامى كه سهامدارانش آزاد شدگان و پسر خواندگان و مترفان بودند، تبديل كرد.
بدين ترتيب مدّت زمانى ميان معاويه و امام عليه السلام نامههايى رد و بدل شد و مصلحان تلاشهاى پراكندهاى كردند تا شايد معاويه را از ريختن خون مسلمانان باز دارند، امّا موفق نشدند. در آخرين نامهاى كه امام پيش از آنكه تصميم نهايى خود را براى جنگ با معاويه اعلام كند، براى او فرستاد، نوشت:
«و من شما را به قرآن و سنّت پيامبر و جلوگيرى از ريخته شدن خون اين امّت فرا مىخوانم. پس اگر پذيرفتيد به هدايت دست يافتهايد و اگر نپذيرفتيد بدانيد كه جز تفرقه امّت ثمرى در كار شما نخواهد بود و شكستن وحدت اين امّت دورى شما از خداوند را بيشتر خواهد كرد. و السلام».
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٧٩.