هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٢٣ - ويژگيها و فضايل اميرمؤمنان
داده بود. امّا امام تا زمانى كه پيامبر پناهندگى آن عدّه را تأييد و امضا نكرده بود، نپذيرفت. [١]
از اينجاست كه آنحضرت همواره در مكانى بالاتر از عوامل و نيروهاى فشار سير مىكرد و مردم نيز بخوبى اين خصيصه او را دريافته بودند. از اين رو مصلحت طلبان و نيروهاى فشار اجتماعى بر ضدّ آنحضرت همدست شدند. حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نيز به اين نكته در خطبهاى اشاره كرده و فرموده است:
«چه انگيزهاى است كه آنان از ابوالحسن به انتقامجويى پرداختند؟ به خدا آنان به خاطر استوارى شمشيرش و ثابت قدمى و دلاورى و سختگريش در راه خدا، با وى به كينه توزى برخاستهاند». [٢]
دشمنان امام، دريافته بودند كه آنحضرت در امورى كه به پروردگارش مربوط است، به هيچ وجه ترسو و سازشكار نيست. مدارك و شواهد تاريخى نيز گواه اين مدّعاست.
يكى از اين موارد هنگامى است كه عبدالرحمن بن عوف دست خود را به سوى على عليه السلام دراز كرد تا با وى بيعت كند به اين شرط كه امام بر طبق كتاب خدا و سنّت پيامبر و سيره ابو بكر و عمر، رفتار كند. امّا آنحضرت، شرايط عبدالرحمن را نپذيرفت و تنها قول داد كه بر طبق كتاب خدا و سنّت پيامبر عمل كند و هيچ نترسيد كه با اين سخن خلافت را با تمام عظمت و جلالش از دست دهد.
آرى ديدگاه او نسبت به حكومت همواره بر محور مصلحت دين دور مىزد. هم اوست كه روزى به ابن عبّاس، كه از وى خواسته بود در استقبال از ميهمانان بشتابد، در حالى كه داشت كفش خويش را تعمير مىكرد گفت: اى ابن عبّاس! اين كفش در نظر شما چقدر مىارزد؟ ابن عبّاس پاسخ داد: يك درهم يا كمتر.
[١] - بحارالانوار، ج ٤١، ص ١٠.
[٢] - سيرة الأئمّة، ج ١، ص ١٢٤.