هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٢ - آغاز عصر درخشان جزيرة العرب
در آمد. در اين سال بود كه پيامبر كيفيت به جاى آوردن حج اسلامى را به مسلمانان آموخت زيرا مشركان در سال گذشته (نهم هجرى) پيامبر و يارانش را از اجراى مراسم حج بازداشته بودند. چون پيامبر مناسك حج را به پايان برد، و خطبهاى درميان مسلمانان ايراد كرد كه حاوى تعاليم دينى و اخلاقى بود، سپس عزم بازگشت به مدينه كرد.
چه بسا برخى از ياران آنحضرت كه وى را در اين سفر مقدّس همراهى مىكردند، به آشكار مظاهر نگرانى و اضطراب را هر لحظه در چهره وى مشاهده مىنمودند. گويا پيامبر مىخواست رازى را آشكار كند كه از آن مىترسيد، يا در انتظار فرصتى مناسب براى مطرح كردن آن بود.
اين حج، آخرين حجى بود كه پيامبر به جاى آورد. از اين رو آن را «حجة الوداع» نام نهادند. بديهى است كه پيامبر بخواهد در اين حج همه چيزهايى را كه به مصالح مسلمانان و امور سياسى و دينى آنان مربوط مىشد، بيان كند.
مهمترين مسأله، حكومت اسلامى بود. چون پيامبر بدرود حيات گويد، اعراب كه هنوز اسلام در ژرفاى دل آنها ريشه نداونيده دچار تشتت و اختلاف خواهند شد و دو باره به جنگ و ستيز برخواهند خواست و در نتيجه دين فداى اختلافات خواهد گشت.
وحى به او خبر داده بود كه پس از وى حكومت از آن على بن ابى طالب است. او نخستين كسى بود كه به خدا و فرستادهاش ايمان آورد و در راه خدا سختيهاى بسيارى تحمل كرد و در قضا و ديگر فضايل انسانى از ديگران پيشتر بود. پيامبر خود چندين بار، اين موضوع را به مسلمانان تأكيد كرده بود. پيامبر نسبت به آينده امت اسلامى، بسيار احساس نگرانى مىكرد. زيرا به خوبى مىديد كه برخى از مسلمانان انديشه حكومت بر مسلمانان را در سر