هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٦١ - رهبرى و رهبران الهى
كدامين قلب سرشار از ايمان است كه سر چشمه چنين سخنان پر شور و تابناكى است؟ كدامين قلب افروخته از شوق خداست كه با عشق به خدا اين گونه با او راز و نياز مىكند؟ آرى ... تنها قلب اين امام است، كه نماز، محبوبترين كارها نزد اوست و ذكر خدا شغل او و عبادت صبغه و نشانه زندگى اوست! روزى بر خليفه اموى، عبد الملك بن مروان، وارد شد. عبد الملك از ديدن نشانه سجود بر پيشانى امام على بن الحسين عليهما السلام به شگفتى افتاد وگفت: اى ابو محمّد! آثار كوشش و اجتهاد بر تو ظاهر گشته، وخداوند نيكى وپاداش خود را براى تو تضمين كرده، تو پاره تن رسول خدايى و با او نسبت نزديك و استوارى دارى. تو بر خاندان و معاصرانت صاحب فضيلت بزرگ هستى و هيچ كسى مانند تو و نه پيش از تو از فضل و علم و دين و تقوا بر خوردار نگشته است جز نياكان گذشتهات.
عبد الملك همچنان امام را مىستود كه آنحضرت فرمود:
«هر آنچه ياد كردى و وصف نمودى همه از فضل خداى سبحان و تأييد و توفيق او بود پس كجا مىتوان شكر آنچه را كه بر ما ارزانى داشته است به جاى آورد. اى امير مؤمنان؟! رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان در نماز مىايستاد كه پاهايش ورم مىكرد و چنان روزه مىگرفت كه از تشنگى دهانش خشك مىشد. به او گفته شد:
اى رسول خدا آيا مگر خداوند گناهان گذشته و آينده تو را نيامرزيد؟ فرمود: آيا من بندهاى سپاسگزار نباشم؟ سپاس خداى را بر آنچه نعمت داد و آزمود و سپاس در انجام و آغاز. به خدا سوگند اگر اعضايم پاره پاره شوند و سيلاب اشك بر دامانم روان گردد، هنوز شكر يك دهم يكى از هزاران هزار نعمت خداوند را كه شمارشگران، از شمارش آنها عاجزند، نتوانستهام به جاى آورم. وتمام ستايش ستايشگران نمىتواند با يكى از اين نعمتها برابر شود، نه به