هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠٨ - امام حسين پس از پيامبر
پهنه تاريخ بزدايد.
اينان در محو اين فرازهاى درخشان تاريخ تنها به زور بسنده نكردند بلكه خزانه حكومتى نيز نقشى مهم در اين ميانه داشت. حديث هم مانند بسيارى از كالاها خريد و فروش مىشد و محدثان يا از توانگرترين مردم بودند يا از مغضوبترين آنان. اگر آنان به خواستههاى بنى اميّه گردن مىنهادند، از همه چيز برخوردار مىشدند و اگر از اجراى خواستههاى بنى اميّه سر باز مىزدند، هر بلايى كه مىخواستند بر سر آنها مىآوردند.
شايد معاويه، اين حيلهگر معروف، انتظار چنين مخالفتى را از امام حسين عليه السلام داشت.
امّا او هيچ گاه فكر نكرده بود كه اين مخالفت در آينده شكلى خطر ناك به خود بگيرد. به هر حال مخالفت امام حسين از نظر او قابل انتظار بود. امّا پس از اين برخورد كوبنده، پيشامدى رخ داد كه معاويه هرگز آن را به خواب هم نمىديد.
٢- كاروانى متعلّق به والى يمن كه حامل كالاهاى گوناگون براى مزدوران كاخ سلطنتى بود از مدينه مىگذشت. امام حسين بر اين كاروان دست يافت به عنوان حق شرعى خود آن را به تصرف خود در آورد امام پس از گرفتن اين كاروان نامهاى به معاويه نوشت كه چشمانش را خيره و عقلش را مدهوش ساخت اين نامه چنين بود:
«از حسين بن على به معاوية بن ابى سفيان
امّا بعد، كاروانى از يمن از طرف ما مىگذشت. اين كاروان حامل اموال و پارچههايى بود تا بدانها خزاين دمشق را پر كند و سپس آن را به فرزندان پدرت باز گرداند. من بدين اموال نيازمند بودم و آنها را تصاحب كردم ... والسلام».
نخستين نكتهاى كه نظر معاويه را در اين نامه به خود جلب كرد مقدّم بودن نام امام حسين عليه السلام و پدرش بر نام وى بود. از اين گذشته امام حسين بدون آنكه