هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٨ - على عليه السلام و دوران امامت
ذوب نكردند بلكه همواره بر ضدّ نيروهاى مكتبى و اصيل دسيسه چينى مىكردند ودر انتظار فرصتى بودند تا كار حكومت اسلامى را يكسره كنند.
به همين علّت است كه امير مؤمنان خلافت خود را با هجوم بر بنىاميّه و پس گرفتن امتيازات آنان كه به زور از عثمان گرفته بودند، آغاز كرد.
ابن ابى الحديد به نقل از ابن عبّاس روايت كرده است كه على عليه السلام در روز دوّم از خلافتش در مدينه به ايراد خطبه پرداخت ودر آنجا فرمود:
«هر زمينى كه عثمان بخشيده وهر مالى كه عطا كرده از مال اللَّه است وبايد به بيت المال باز گردانده شود. زيرا هيچ چيز حق قديم را باطل نمى كند واگر من آنها را بيابم، اگر چه كابين زنها شده ويا در شهرها پراكنده گشته باشد، به بيت المال بازشان مىگردانم. زيرا در عدل وسعتى است وكسى كه حق بر او تنگ مىآيد بداند كه ستم بر او تنگتر شود». [١] على عليه السلام كار گزاران خليفه سابق را كه بر ولايات اسلامى حكومت داشتند، از كار بركنار كرد. همچنين بر عزل معاويه، رهبر سياسى ونظامى حزب اموى، بسيار پافشارى نمود. در واقع معاويه دوست داشت تا آنحضرت مانند خلفاى گذشته وى را به عنوان والى شام همچنان در مقام خود ابقا كند تا شايد از اين راه براى تحكيم نفوذ حزب خود در حكومت، فرصت ديگرى بيابد.
از بين بردن معاويه وحزب اموى بزرگترين مسئوليّت امام به شمار مىآمد ورسول خدا خود در بيانى به آنحضرت تأكيد كرده بود كه وى بايد در ادامه خط رسالت، با حذف نيروهاى جاهلى وبقاياى آن، به تكميل هدف پيامبر همّت گمارد. روزى پيامبر به آنحضرت فرمود:
«تو بر سر تأويل و تفسير قرآن با بنىاميه خواهى جنگيد چنان كه ما بر سر
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ج ٢، ص ١١.