هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٦٩ - رهبرى و رهبران الهى
و عمر بن سعد را با فرستادهاى از جانب خود به سوى آنحضرت فرستاد و به فرستادهاش گفت: او (سجّاد عليه السلام) شب را به نماز مىايستد و چون سپيده بردمد نماز صبح مىخواند، و مىخوابد، سپس بر مىخيزد و مسواك مىكند و آنگاه برايش غذا مىآورند. پس چون به در خانه آنحضرت رسيدى، در باره او بپرس. اگر گفتند كه بر سفره نشسته و غذا پيش رويش نهادهاند، از او اجازه ورود بگير و اين هر دو سر را بر سفره او بنه و بگو كه مختار به تو سلام رساند و گفت: اى فرزند رسول خدا خداوند انتقام تو را گرفت.
فرستاده مختار، مأموريت خود را همان گونه كه دستور گرفته بود انجام داد. پس چون امام زين العابدين عليه السلام سرهاى ابن زياد و ابن سعد را بر سفره غذايش ديد به سجده در افتاد و گفت: «خدا را سپاس كه دعايم را مستجاب كرد و كين مرا از قاتلان پدرم گرفت».
آنگاه براى مختار دعا كرد و براى او پاداش نيكو درخواست كرد [١]
هنگامى كه به گوشهاى از شخصيّت امام زين العابدين عليه السلام پى مىبريم و با فناى او در ذات خداوند و ذوب او در عشق خداوندى و خلوصش از آلودگيهاى مادى آشنا مىشويم، به گوشهاى از فلسفه ولايت و رهبرى نيز آگاهى مىيابيم و مىتوانيم بفهميم كه چرا در اسلام آيات و روايات اين همه بر اصل ولايت و رهبرى سفارش و تأكيد كردهاند.
زيرا ولايتى همچون ولايت امام سجّاد عليه السلام است كه توان پالايش نفس انسانى را دارد. و آن را به معراج كمال مىرساند.
ولايت پيامبران و امامان به جامعه مؤمن، رنگ ايمان مىبخشد و عمل به تعاليم اولياى خدا را براى آن آسان مىگرداند و به جامعه امكان حركت در پى اين الگوها و شخصيّتهاى خدايى و پيروى از آنان را مىدهد. بعلاوه اين گونه
[١] - بحار الانوار، ج ٤٦، ص ٥١- ٥٣.