هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤ - هجرت به مدينه
سويق كه توشه كفار بود، به غنيمت گرفتند.
نبرد احُد
اين بار نيز ابوسفيان فرماندهى قريش را برعهده و پرچم كفر را به دست گرفت. و پنج هزار مرد جنگى در زير آن جمع كرد و به طرف مدينه در حركت شد. وقتى سپاه ابوسفيان به كوه احد در چند كيلومترى مدينه رسيد، پيامبر با لشكرى كه شمار آن از ششصد تن بيشتر نمىشد، به رويارويى وى شتافت. پيامبر در اين نبرد، نقشه خيره كنندهاى كشيد.
وى از كوه احُد به عنوان تكيهگاهى براى سپاهش استفاده برد و بر شكافهاى كوه كه در پشت سرش قرار داشت، گروهى مسلح را به فرماندهى «عبداللَّه» گماشت و به آنان فرمود كه چه مسلمانان پيروز شوند، و يا شكست بخورند، نبايد موقعيت خود را رها كنند. آنگاه فرمان داد مسلمانان يكپارچه بر كفار يورش برند. كفار، كه تا آن هنگام با هجوم يكپارچه برخورد نكرده بودند، پس از مدتى نبرد خونبار تار و مار شدند، و مسلمانان بر غنايم فراوانى دست يافتند. كسانى كه پشت سر سپاه در شكاف كوه به نگهبانى مشغول بودند، ديدند كه همرزمانشان در جمع غنايم از آنان پيش افتادهاند. از اين رو آنان نيز به قصد جمع غنيمت موقعيت حساس خود را رها كردند، و به جمع غنايم پرداختند. هر چقدر كه «عبداللَّه» آنان را از اين كار منع كرد، مؤثر نيفتاد. وقتى كفار به رهبرى خالد بن وليد وضع نگهبانان تنگه را چنين ديدند از پشت سپاه مسلمانان، بر آنان حمله بردند و ما بقى ياران «عبداللَّه» را از پاى درآوردند و پس از آن بر مسلمانان تاختند و به كافرانى كه از صحنه نبرد گريخته بودند، بانگ بازگشت سردادند. لشكر قريش، مسلمانان را در محاصره خود گرفتند. شمار فراوانى از مسلمانان از عرصه نبرد گريختند و اين درحالى بود كه