هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤١ - علم الهام
از قبل نيز جريان داشته تا آنكه تو آن را ابطال كردى. پس اگر خلفاى پيش از تو درست رفته بودند تو خطا كردهاى و اگر تو درست رفتهاى آنان خطا كار بودهاند حال هر يك از اين دو حالت را كه مىخواهى و دوست دارى برگزين. من براى تو هديهاى در خور و شايسته مقامت نيز فرستادهام و دوست دارم كه كار طراز را در تمام مواردى كه پيش از اين انجام مىشد، به روال سابق باز گردانى. اين درخواست من است كه اگر آن را روا دارى از تو سپاسگزارم و نيز دستور بده كه اين هديه را- كه بسيار گرانبها بود بپذيرند.
چون عبد الملك نامه پادشاه روم را خواند، قاصد را باز گرداند و به وى اطلاع داد كه پاسخى براى پادشاه روم ندارد و هديه را هم نمىپذيرد. قاصد به نزد پادشاه رفت. پادشاه ميزان هديه را دو برابر كرد و باز قاصد را روانه دربار عبد الملك ساخت و پيغام داد: به گمانم تو هديه را نا چيز شمردى و آن را نپذيرفتى و نامهام را پاسخ ندادى از اين رو من مقدار هديه را دو برابر كردم. من به تو همان قدر علاقه دارم كه به بازگرداندن نقش و نگارها به همان صورت اوّليه خودشان.
عبد الملك اين نامه را خواند، امّا پاسخى به آن نداد و هديه را هم باز پس فرستاد. ديگر بار، پادشاه روم به عبد الملك نامهاى نگاشت و از او خواست كه پاسخ نامههايش را بنويسد. وى در اين نامه نوشت: تو پاسخ به نامههاى مرا نا چيز انگاشتى و هديهام را ناديده گرفتى و به خواسته من وقعى ننهادى. من گمان كردم كه تو هديه مرا كم بها دانستى از اين رو آن را دو برابر گردانيدم، امّا تو باز رويهات را تغيير ندادى و من هديه را سه برابر كردم، من تو را به مسيح سوگند مىدهم كه دستور دهى طراز كاغذها را به شكل نخستين خود بازگرداند من فرمان مىدهم كه درهم و دينارها را نقش زنند و تو خود نيك مىدانى كه سكهها تنها در سرزمين من نقش زده مىشوند و هيچ سكهاى در بلاد اسلام نقش زده