هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٢ - على عليه السلام و دوران امامت
سخن گفت:
«امّا بعد، شما مردمانى هستيد داراى راى و انديشه پسنديده و حلم و بردبارى بسيار و گفتارهاى حق و خجسته كردار و صاحبان تدبير. همانا ما در نظر داريم به سوى دشمن خود و دشمن شما حركت كنيم. پس رأى و نظر خود را در اين باره به ما بگوييد». [١]
اصحاب فوراً نظر آنحضرت را تأييد كردند و هر يك دلايل رسا و درخشانى در خصوص مشروعيت جنگ با بنى اميّه ارائه دادند.
عمّار بن ياسر گفت: اى اميرمؤمنان! اگر نمىتوانى حتى يك روز هم بمانى ما را آماده ساز پيش از شعلهور شدن آتش آن فاسقان و اجتماع رأى آنان بر شكاف و تفرقه، و ايشان را به رستگارى و هدايت فرا بخوان. اگر پذيرفتند كه نيكبخت شدند و اگر جز جنگ با ما را نخواستند پس به خدا سوگند ريختن خون ايشان و تلاش در مبارزه با آنان نزديكى به خدا و كرامتى از سوى اوست. [٢]
عدى بن حاتم نيز از زمينههاى قبلى بنى اميّه در جنگ عليه امام سخن راند و گفت: اگر اين جماعت خدا را مىخواستند و براى خدا كار مىكردند با ما مخالفت نمىكردند. امّا اين قوم براى فرار از رهبرى و عشق به برتر دانستن خود از مردم و بُخل و تنگ نظرى در حكومت خويش و ناخوش داشتن جدايى از دنيايى كه در دستشان است و به خاطر خشمى كه در دلهايشان دارند و كينهاى كه در سينههايشان موج مىزند، آن هم به خاطر حوادثى كه تو اى اميرمؤمنان در سالهاى گذشته براى آنان آفريدى و پدران و برادرانشان را از پاى در آوردى، به مخالفت با ما برخاستند.
آنگاه عدى روى به مردم كرد و گفت:
[١] - فى رحاب أئمّة أهل البيت، ص ٨٦.
[٢] - فى رحاب أئمّة أهل البيت، ص ٨٦.