هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٧ - جايگاه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام
ابن سعد و ابن مثنى از حضرت امير نقل كردهاند كه گفت: رسول خدا فرمود: «اى فاطمه خداوند از خشم تو خشمگين و از خشنودى تو خشنود مىشود».
ابونعيم احمد بن عبداللَّه اصفهانى به سند خود از مسروق از عايشه نقل كرده است كه گفت: به هنگام بيمارى رسول خدا صلى الله عليه و آله، كه به رحلت وى منجر شد بر بالين آنحضرت بوديم كه فاطمه وارد شد. راه رفتنش بى هيچ كم و كاستى به راه رفتن پيامبر مىماند. چون پيامبر فاطمه را ديد فرمود: «دخترم خوش آمدى» آنگاه وى را در سمت راست يا چپ خود نشانيد. سپس رازى را با وى درميان نهاد. فاطمه گريست. درميان زنان پيامبر من به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از ميان ما همه تو را براى رازگويى برگزيد آنگاه تو مىگريى؟!
سپس رسول خدا راز ديگرى با فاطمه درميان نهاد. اين بار فاطمه خنديد. عايشه در اين باره از فاطمه پرسش كرد. امّا آنحضرت گفت: من راز رسول خدا را برملا نمىكنم. چون پيامبر درگذشت عايشه دوباره از آن رازى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با فاطمه درميان گذارده بود، از وى سؤال كرد. فاطمه پاسخ داد: امّا گريهام بدين خاطر بود كه رسول خدا به من فرمود:
جبرئيل در هرسال يك بار قرآن را بر من عرضه مىداشت امّا امسال آن را دو بار عرضه كرد و علّت اين امر را جز نزديك شدن مرگم نمىدانم. من از شنيدن اين سخن گريستم آنگاه پيامبر به من فرمود: از خدا بترس و شكيبا باش كه من براى تو سَلَف نيكويى هستم. سپس فرمود: اى فاطمه آيا دوست ندارى كه سرور زنان جهان و بانوى اين امّت باشى؟ در اين هنگام بود كه خنديدم.
دانشمندان حديث اين روايت را با سندهاى بسيار و نيز مَتنى يكسان يا دست كم با اندكى تفاوت نقل كردهاند.
مؤلّف كتاب «الاستيعاب» به سند خود از ابن عبّاس نقل كرده است كه