هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣٨ - افقهاى علم امام
بود. سيل اشك جارى شد و صداها فروخوابيد و پيشوايان و قاضيان بانگ برآوردند:
«اى جماعت بشنويد و به ياد بسپريد و با آزردن عترت رسول خدا صلى الله عليه و آله، او را ميازاريد و خاموش باشيد».
آنگاه امام رضا حديث زير را براى آنان ايراد فرمود. ٢٤ هزار قلمدان بجز مركبدانها در آن روز شمرده شد. ابو زرعه رازى و محمّد بن اسلم طوسى آماده نوشتن حديث رضا امام شدند. پس آنحضرت فرمود:
«حدثنى ابى موسى بن جعفر الكاظم قال: حدثنى ابى جعفر بن محمّد الصادق قال: حدثنى ابى محمّد بن على الباقر قال: حدثنى ابى على بن الحسين زين العابدين قال: حدثنى ابى الحسين بن على شهيد ارض كربلاء قال: حدثنى ابى اميرالمؤمنين على بن ابىطالب شهيد ارض الكوفه قال: حدثنى اخى و ابن عمى محمّد رسول اللَّه [صلى الله عليه و آله] قال: حدثنى جبرئيل عليه السلام قال سمعت رّب العزة سبحانه و تعالى يقول:
[كَلِمَةُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنى، فَمَنْ قالَها دَخَلَ حِصْنى، وَمَنْ دَخَلَ حِصْنى أَمِنَ مِنْ عَذ ابى.]
صدق اللَّه سبحانه و صدق جبرئيل و صدق رسول اللَّه و الائمة [عليهم السلام]».استاد ابو القاسم قشيرى گويد: «اين حديث با اين سند به يكى از اميران سامانى رسيد. او اين حديث را با طلا بنوشت و وصيّت كرد كه آنرا با وى به خاك سپارند. چون بمُرد در خواب ديده شد. از او سؤال كردند، خداوند با تو چه كرد؟ پاسخ داد: خداوند مرا با گفتن لا اله الّا اللَّه و تصديق خالصانهام به رسالت محمّد صلى الله عليه و آله و نوشتن اين حديث به طلا از روى تعظيم و احترام مرا آمرزيد. [١]
[١] - بحار الانوار، ج ٤٩، ص ١٢٦- ١٢٧.